بررسی ساختار حکمرانی همبست آب-انرژی- غذا در جزیره قشم: کاربرد تحلیل شبکه اجتماعی
نویسندگان
1 گروه ﻣﺤﯿﻂزﯾﺴﺖ، داﻧﺸکده ﻣﻨﺎﺑﻊ طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران
2 گروه احیا مناطق خشک و کوهستانی، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران
3 گروه ﻣﺤﯿﻂزﯾﺴﺖ، داﻧﺸکده ﻣﻨﺎﺑﻊ طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران
4 گروه مهندسی نقشهبرداری، دانشکده مهندسی عمران، آب و محیط زیست، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.22034/iwm.2025.2056408.1214چکیده
چکیده مبسوط مقدمه: مدیریت مؤثر منابع حیاتی مانند آب، انرژی و غذا، از اهمیت ویژهای برخوردار است، زیرا این منابع بهطور متقابل به یکدیگر وابستهاند و تغییرات در هر یک میتواند اثرات گستردهای بر سایرین داشته باشد. چالشهای مرتبط با این منابع، بهویژه در شرایطی که رشد سریع جمعیت، توسعه اقتصادی سریع و تغییرات اقلیمی شدت یافته است، پیچیدگی فزایندهای پیدا میکنند. در این میان، رویکرد همبست آب-انرژی-غذا بهعنوان چارچوبی جامع مطرح شده است که با در نظر گرفتن ابعاد محیطزیستی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، راهکارهایی برای مقابله با این پیچیدگیها ارائه میدهد. این رویکرد، به ویژه در مناطق خشک و نیمهخشک مانند ایران که با محدودیت منابع آبی روبرو هستند، از ضرورتی مضاعف برخوردار است و فشاری سنگین بر نظامهای مدیریت محلی وارد میکند. جزیره قشم، به عنوان بزرگترین جزیره خلیج فارس، نمونهای بارز از چالشهای مدیریت یکپارچه منابع آب، انرژی و غذا در چنین مناطقی است. محدودیتهای موجود در سیاستگذاریهای منسجم و یکپارچه در حوزههای آب، انرژی و غذا، ضرورت تدوین استراتژیهای مدیریت یکپارچه و تقویت همکاریهای بینبخشی را بیش از پیش آشکار میسازد. رویکرد همبست آب، انرژی و غذا، با هدف ارتقای کارایی مدیریت منابع و تابآوری نظامها، بهعنوان مدلی ارزشمند برای مقابله با چالشهای پیچیده حکمرانی منابع شناخته میشود. با توجه به اهمیت موضوع و چالشهای موجود در جزیره قشم، هدف این پژوهش، تحلیل و ارزیابی ساختار حکمرانی همبست آب-انرژی-غذا در این منطقه با استفاده از رویکرد تحلیل شبکه اجتماعی (SNA) است. این پژوهش تلاش میکند تا با ارائه تصویری جامع از وضعیت تعاملات نهادی و شناسایی فرصتهای بهبود، گامی در راستای ارتقای مدیریت پایدار منابع در جزیره قشم بردارد. مواد و روشها: این مطالعه با رویکرد توصیفی-پیمایشی و با هدف کاربردی انجام شده است تا شبکه حکمرانی پیوند آب-انرژی-غذا را در جزیره قشم با استفاده از تحلیل شبکه اجتماعی بررسی کند. پژوهش حاضر به تحلیل تعاملات بین سازمانی در هر یک از بخشهای آب، انرژی و غذا پرداخته و دادههای موردنیاز از طریق مرور مستندات و اسناد مرتبط و همچنین بازدیدهای میدانی جمعآوری شده است. برای گردآوری دادههای اصلی، 123 پرسشنامه (41 پرسشنامه برای هر حوزه آب، انرژی و غذا) میان کارشناسان و مسئولان بخشهای مربوطه توزیع شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار UCINET6 صورت گرفت تا معیارهای کلیدی شبکه ازجمله تراکم، دوسویگی، انتقالپذیری، تمرکز، میانگین فاصله ژئودزیک و مرکز-پیرامون، ارزیابی شوند. هدف اصلی این تحلیل، ارائه درکی دقیق و عمیق از ساختار حکمرانی در همبست آب، انرژی و غذا در جزیره قشم، شناسایی روابط کلیدی بین نهادها و همچنین تشخیص نقاط نیازمند بهبود در استراتژیهای مدیریتی است. این رویکرد جامع امکان شناسایی چالشها و فرصتهای موجود در نظام حکمرانی منابع حیاتی جزیره را فراهم میآورد و میتواند به عنوان مبنایی برای تدوین سیاستهای یکپارچه و کارآمد در آینده مورد استفاده قرار گیرد. نتایج و بحث: نتایج نشان داد که وضعیت حکمرانی منابع در جزیره قشم با چالشهایی روبرو است. تراکم پایین شبکه ارتباطات، نشاندهنده همکاری ناکافی و عدم بهرهبرداری مناسب از ظرفیتهای نهادی موجود است. شبکه انرژی با تراکم بالاتر همکاری بیشتری را نشان میدهد، درحالیکه شبکه غذا با کمترین تراکم، با چالشهای بیشتری در هماهنگی روبرو است. دوسویگی در حد متوسط بوده و ارتباطات متقابل میان دستاندرکاران تاحدودی برقرار است. انتقالپذیری، بهویژه در شبکه غذا، بسیار ضعیف است که بیانگر عدم توانایی در حفظ پیوندهای سهگانه است. تمرکز قدرت در دست سازمانهای کلیدی نشان میدهد که تعاملات حول محور چند دستاندرکار متمرکز شده است و این میزان در شبکه غذا بیشترین مقدار را دارد که میتواند انعطافپذیری شبکه را کاهش دهد. همچنین، میانگین فاصله ژئودزیک بالا نشاندهنده فاصله قابل توجه بین دستاندرکاران و کندی انتقال اطلاعات و منابع درون شبکهها به ویژه شبکه غذا است. نتایج شاخص مرکز-پیرامون نشان داد که دو سازمان، یعنی سازمان منطقه آزاد قشم و فرمانداری، به عنوان نقاط مرکزی در میان سه گروه مشترک عمل میکنند. نتیجهگیری: بررسی جداگانه هر یک از این شبکهها، نقاط ضعف و قوت آنها را شناسایی کرد. نتایج پژوهش نشان داد که علیرغم وجود برخی ارتباطات و همکاریهای بین نهادهای مختلف در جزیره قشم، هنوز فرصتهای قابل توجهی برای بهبود انسجام و هماهنگی میان حوزههای آب، انرژی و غذا وجود دارد. تقویت ارتباطات بینبخشی، افزایش مشارکت ذینفعان متنوع، و اتخاذ رویکردهای یکپارچه در سیاستگذاری و مدیریت منابع، میتواند به افزایش پایداری و تابآوری نظام آب، انرژی و غذا کمک کند. این پژوهش با تأکید بر نقش کلیدی سازمان منطقه آزاد قشم، نیاز به تقویت شبکه غذایی، پتانسیل پروژههای یکپارچه و اهمیت توجه به روابط غیررسمی و عوامل کلان، زمینهای برای تحقیقات آینده فراهم میآورد. همچنین بررسی تأثیر سیاستهای کلان ملی و بینالمللی و نقش بازیگران غیردولتی میتواند به درک بهتر چالشها و فرصتهای موجود در حکمرانی همبست آب-انرژی-غذا کمک کند. در نهایت، اصلاح ساختار حکمرانی و تقویت همکاری نهادها برای مدیریت بهتر منابع ضروری است و باید توسط سیاستگذاران بهطور جدی مدنظر قرار گیرد.