نفی کلام در اندیشه ی غزالی
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه کردستان
doi
10.22099/jrt.2013.1217چکیده
علم کلام در صدد ارائهی تبیینی معقول از دین و دفاع خردمندانه از آن است. این علم در دوران مختلف، به گونه های مختلف مورد نقد قرار گرفته است، هم از جانب مخالفان دین و هم از جانب موافقان دین. در جهان اسلام، غزالی هم به رشد آن دانش کمک بسیار کرده است و هم در نقد آن کوتاهی نکرده است. در دیگاه وی، منزلت علم کلام در کلیت یک دین، درمان و نگهبانی عقاید عامهی مردم است گرچه دانستن آنْ بدعت، خطرناک یا دست کم، بیهوده است. هدف از این نوشتار، بررسی این دوگانگی است که به باور برخی برخاسته از تحول روحی اوست. اما این نوشتار بر آن است که بررسی متقاطع و همزمان آثار او در این باره، نشان میدهد که تحول خاصی در اندیشهی غزالی رخ نداده است. افزون بر این، صدور حکم تحلیلی- تفکیکی از جانب غزالی به نسبت مخاطب و متکلم علم کلام، همراه با دیدگاه او دربارهی مدارج حقیقت، دلیل خوبی بر رد روایتی است که آثار غزالی را متناقض میداند. به هر روی، دیدگاه کلی او دربارهی کلامْ دلالتی مستقیم بر تربیت دینی دارد. در نگاه غزالی، نباید در تربیت دینی از کلام استفاده کرد مگر به ضرورت. بدیل رویکرد کلامی برای عامهی مردم، نخست اسلامشناسی دروندینی است. دوم، توجه به احساسات دینی فرد، که با توجه به پیشینهی تربیت عرفانی در فرهنگ ایرانی- اسلامی مطلوب مینماید. و در نهایت، بدیل سوم، آموزش انفرادی علم کلام است که غزالی با شرایط خاصی و در صورت ضرورت، تجویز میکند.