نقش سرمایه اجتماعی در تقویت حکمرانی محلی سرزمین: مطالعه موردی صندوقهای اعتباری خرد در جوامع روستایی شهرستان باخرز
نویسندگان
1 گروه معماری و شهرسازی، دانشکده شهرسازی، دانشگاه آزاد تهران مرکز، تهران، ایران
2 گروه احیای مناطق خشک و کوهستانی، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران.
3 گروه انسانشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
4 مرکز مطالعات توسعه روستایی، پژوهشکده سوانح طبیعی، تهران، ایران.
5 موسسه کسب و کار اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22034/iwm.2025.2042339.1177چکیده
چکیده مبسوطمقدمه: سرمایه اجتماعی به عنوان یک عامل کلیدی در ارتقای حکمرانی مؤثر و توسعه پایدار در جوامع روستایی اهمیت زیادی دارد. همچنین یکی از راهکارهای توجه به سرمایه اجتماعی در طرحهای توسعه پایدار روستایی، صندوقهای اعتباری خرد معرفی گردیدهاند. لذا سنجش اثرگذاری اجرای طرحهای آبادانی و پیشرفت مناطق روستایی با تاکید بر ارتقای سرمایه اجتماعی اعضای صندوقهای اعتباری خرد بسیار حائز اهیمت است. از این رو پژوهش حاضر به بررسی نقش سرمایه اجتماعی اعضای صندوقهای اعتباری خرد روستایی مناطق هدف طرح آبادانی و پیشرفت منظومههای روستایی شهرستان باخرز استان خراسان رضوی در حکمرانی خوب سرزمین مناطق روستایی با استفاده از روش تحلیل شبکه اجتماعی پرداخته است. هدف اصلی این مطالعه، شناسایی تأثیرات سرمایه اجتماعی بر روابط اجتماعی، مشارکت محلی و تغییرات در رژیمهای حکمرانی در چهار روستای شهرستان باخرز بوده است. مواد و روشها: پژوهش حاضر از نوع پژوهش پیمایشی و به صورت گردآوری دادههای میدانی میباشد. در این پژوهش از روش تحلیل شبکه اجتماعی برای بررسی روابط بین جامعه محلی عضو صندوقهای اعتباری خرد چهار روستای ارزنه، قلعهنو علیا، نصرتآباد و نوبهار غلامان در شهرستان باخرز و ارزیابی سرمایه اجتماعی آنها در قبل و بعد از اجرای طرح آبادانی و پیشرفت منظومههای روستایی این شهرستان (سال 1402 و 1403) استفاده شد. دادهها از طریق پرسشنامههای ساختاریافته تحلیل شبکه و نمونهگیری بر اساس جدول Krejcie و Morgan (1970) تعداد نمونه 181 نفر انجام گردید و سپس با استفاده از نرمافزار تحلیل شبکه UCINET6، سنجههای سطح کلان شبکه شامل تراکم شبکه، تمرکز شبکه، دوسویگی و انتقالپذیری پیوندها و میانگین فاصله ژئودزیک محاسبه شدند. سپس به منظور تحلیل پویایی رژیم حکمرانی سرزمین در قبل و بعد از اجرای طرح آبادانی و پیشرفت روستایی این شهرستان از دو سنجه تراکم و تمرکز استفاده گردیده و رژیمهای حکمرانی شناسایی و تحلیل گردیدند.نتایج و بحث: نتایج نشان داد که افزایش سرمایه اجتماعی به بهبود روابط اجتماعی و تابآوری جوامع محلی منجر شده است. نتایج حاکی از تنوع سنی و جنسیتی در جوامع مورد مطالعه است، که وجود جمعیت جوان میتواند به عنوان یک مزیت در توسعه اجتماعی و اقتصادی تلقی شود. با این حال، نابرابریهای جنسیتی و کمبود مشارکت زنان در فعالیتهای توسعه، میتواند چالشهای جدی برای حکمرانی خوب سرزمین در این جوامع ایجاد کند. افزایش شاخص تراکم شبکه و کاهش میانگین فاصله ژئودزیک در این پژوهش نشاندهنده بهبود شرایط اجتماعی و افزایش سرعت گردش اطلاعات در شبکههای روستایی بعد از اجرای طرح آبادانی و پیشرفت منظومههای روستایی است که به ورود دانش جدید و نوآوری کمک میکند. همچنین، تغییر رژیم حکمرانی از حالت متمرکز ناهماهنگ به نظام چندمرکزی، توزیع بهتر قدرت و افزایش همبستگی در جامعه را نشان داد. شناسایی کنشگران کلیدی در شبکههای اجتماعی و تقویت همکاریهای آنان نیز میتواند به بهبود عملکرد اجتماعی و اقتصادی جوامع کمک کند و به انتقال مؤثرتر به سمت حکمرانی خوب منجر شود. این یافتهها تأکید دارد که سرمایه اجتماعی از عوامل اساسی در بهبود حکمرانی و کاهش نابرابریهای اجتماعی به شمار میآید.نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که افزایش سرمایه اجتماعی بعد از اجرای طرح آبادانی و پیشرفت منظومههای روستایی شهرستان باخرز در چهار روستای مورد مطالعه علاوه بر اینکه به بهبود حکمرانی کمک کرده است، بلکه میتواند الگوی مناسبی برای سایر مناطق روستایی باشد. از این رو پیشنهاد میشود که برنامههای توسعهای در مناطق روستایی بیشتر بر تقویت سرمایه اجتماعی تمرکز نموده تا بتوان به حکمرانی خوب و پایدار سرزمین دست یافت. همچنین انتقال رژیم حکمرانی به رژیم چندمرکزی که به عنوان کارآمدترین رژیم حکمرانی شناخته میشود از مهمترین دستاوردهای اجرای طرح آبادانی و پیشرفت منظومههای روستایی در چهار روستای هدف در شهرستان باخرز به دلیل ارتقای فرهنگ مشارکت و همکاری و همچنین توزیع قدرت در بین جوامع روستایی به دلیل ماهیت مشارکتی صندوقهای اعتباری خرد روستایی بوده است. همچنین، توجه ویژه به توانمندسازی زنان و جوانان میتواند به بهبود وضعیت اجتماعی و اقتصادی جوامع کمک کند.