صوری سازی در منطق گزاره ها و نقش ثوابت منطقی در آن

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه تربیت مدرس

2 کارشناس ارشد فلسفه دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.22099/jrt.2013.1229
چکیده

یکی از مباحث بنیادین فلسفه‌ی منطقْ صوری‌سازی است که تأمل در چیستی و چگونگی آن تلاش‌های منطق‌دانان را در سطح وسیعی متوجه خود ساخته است. صوری‌سازی را می‌توان به معنای تحلیل قضایا و استدلالات با توجه به صورت آن‌ها و بدون لحاظ کردن محتوای آن‌ها با هدف آشکار ساختن ساختار منطقی جملات دانست. فرگه، بنیان‌گذار منطق جدید، با الهام از مفهوم تابع و متغیر در ریاضی و تمایز میان مفهوم و شئ، قضایا را به دو بخش اسمی و محمولی تحلیل کرد که همین امر مبنای صوری‌سازی در منطق جدید می‌باشد. اما آن‌چه سمت و سوی صوری‌سازی را مشخص می‌کند، مسأله‌ی اعتبار است، چراکه حفظ اعتبار ضامن صحت نحوه‌ی صوری‌سازی است. ثوابت منطقی عنصرهای بنیادین ساخت‌های منطقی‌اند که در صوری‌سازی اهمیت فوق‌العاده‌ای دارند. اما منطق‌دانان برای تعیین آن‌ها ملاک‌های مختلفی ارائه داده‌اند که پذیرفتن هرکدام موجب تغییر در نحوه‌ی صوری کردن گزاره‌ها در منطق می‌شود. ما در این مقاله نشان خواهیم داد که نظام‌های منطقی مختلف می‌توانند معیارهای مختلفی برای ثوابت منطقی داشته باشند؛ هم‌چنین انتخاب یک معیار متأثر است از این‌که آیا می‌خواهیم ثابت منطقی جدیدی به نظام موجود بیافزاییم یا در مقام تأسیس یک نظام هستیم.