چالش‌های مدیریت حفاظتی جنگل‌های هیرکانی از دیدگاه ذینفعان (مطالعه موردی: استان گلستان)

نویسندگان

1 پژوهشگر توسعه روستایی و کارشناس اقتصاد کشاورزی و منابع طبیعی استانداری گلستان، ایران.

2 گروه مدیریت جنگل، دانشکده علوم جنگل، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران.

3 گروه مدیریت جنگل، دانشکده علوم جنگل، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران.

4 گروه مدیریت جنگل، دانشکده علوم جنگل، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران.

doi
10.22034/iwm.2025.2042075.1176
چکیده

چکیده مبسوط مقدمه: مدیریت حفاظتی دولت بر جنگل‌ها و ادعای جوامع محلی در مورد حقوق و مالکیت سنتی بر آن­ها، همیشه به عنوان یک منبع تضاد مطرح بوده و مدیریت پایدار جنگل­ها را با مشکل مواجه کرده است. با توجه به این که پایداری تولید از اهداف مهم مدیریت و حفاظت از جنگل‌ها است، لذا در نظر گرفتن ارزیابی، حفاظت و ارتقاء کیفیت در مدیریت جنگل­ها ضرورت پیدا می­کند. بر این ‌اساس، شناسایی ذینفعان اعم از دولتی و مردمی و آگاهی از نقطه‌نظرات و دیدگاه‌های آنان، امری اجتناب‌ناپذیر در مدیریت حفاظتی جنگل­ها محسوب می‌شود. در این راستا تحقیق حاضر ضمن شناسایی چالش­های مدیریت حفاظتی جنگل­های هیرکانی در حوزه شماره 86 استان گلستان (یکی از حوزه‌های 104گانه در جنگل‌های هیرکانی)، به تحلیل شاخص­های مطرح شده در آن پرداخته است. مواد و روش‌ها: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده که برای اجرای آن از نظریه داده بنیاد با رویکرد کیفی بهره گرفته شد. جامعه آماری در این تحقیق کارشناسان تخصصی جنگلداری در اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان گلستان و جوامع محلی در چهار روستای توسکستان، قرن­آباد، تقرتپه و جعفرآباد در محدودۀ شهرستان گرگان بودند. مصاحبه عمیق نیمه­ساختاریافته به­عنوان اصلی­ترین ابزار جمع­آوری داده­ها از خبرگان بود. مصاحبه­شوندگان به شیوۀ گلوله­برفی انتخاب و اطلاعات آن­ها از طریق مصاحبۀ چهره‌به‌چهره گردآوری شد. کلیۀ مصاحبه­ها ضمن یادداشت­برداری، برای کدگذاری، اصلاح و اخذ بازخورد توسط مصاحبه­شوندگان ضبط گردید. معیار قضاوت زمان متوقف نمودن مدت مصاحبه با هر فرد و همچنین تعداد نمونه­برداری، بر اساس کفایت نظری مقوله­های مطرح شده بود. به طوری که با انجام 60 مصاحبه عمیق کفایت نظری حاصل شد. تجزیه و تحلیل داده­ها در سه مرحلۀ کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. در نهایت پس از محاسبۀ نسبت تکرار مقوله­ها به تعداد آن­ها در مصاحبه­ها، درجۀ اهمیت و اثر مقوله­ها در مدیریت حفاظتی جنگل­های هیرکانی در منطقه مورد مطالعه مشخص و ضمن رتبه­بندی آن­ها، نتایج در قالب الگوی نهایی ارائه گردید.نتایج و بحث: نتایج نشان داد که چهار مقولۀ «اقتصادی نبودن دامداری و کمبود سایر فرصت­های شغلی جایگزین در روستا»، «عدم دخیل نمودن روستاییان در تصمیم­گیری­های مدیریت جنگل و تهیه طرح­های جنگلداری»، «ناکافی بودن حمایت دولت در پرداخت تسهیلات مشاغل روستایی» و «بالا بودن نرخ بیکاری و عدم وجود تنوع شغلی درآمدزا در روستاها» به­ترتیب مهم­ترین چالش­های مدیریت حفاظتی جنگل­های هیرکانی در منطقه مورد مطالعه بوده است. بر اساس مقوله­های نهایی و طبقه­بندی صورت گرفته مدل نهایی، با توجه به محاسبۀ مقدار نسبت تکرار مقوله­ها به تعداد آن­ها، چهار مقولۀ «درآمد و معیشت در روستاها»، «جلب مشارکت اجتماعی و رضایتمندی جوامع محلی»، «بهره­برداری غیرقانونی از جنگل» و «سیاستگذاری بالادستی» با بیشترین مقدار عددی به دست آمده بااهمیت­ترین؛ و مقوله­های «نیروی انسانی حفاظت از جنگل»، «مدیریت سازمانی و هماهنگی بین دستگاهی» و «امنیت و حفاظت کاربری اراضی» به­ترتیب کم‌اهمیت­ترین چالش­های مدیریت حفاظتی جنگل­های منطقه مورد مطالعه بوده است.نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج به دست آمده از تحقیق، شناسایی پتانسیل­های درآمدزا به تفکیک روستاها در ابعاد مختلف صنعت، کشاورزی و باغبانی، اکوتوریسم و بوم­گردی و بازنویسی طرح­های جنگلداری متناسب با شرایط اکولوژیکی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و به دنبال آن سرمایه­گذاری هدفمند با ارائه تسهیلات کم­بهره در جهت رونق و پایداری کسب­وکارها روستایی از مهم­ترین پیشنهادهای تحقیق حاضر است. از این­رو ضرورت برگزاری دوره­ها و کلاس­های آموزشی مهارت­محور با هدف ایجاد کارآفرینی در روستاها مضاعف خواهد شد. شناسایی متخلفین عرصه­های جنگلی به تفکیک روستا و برنامه­ریزی در جهت بکارگیری آن­ها در معادن و کارخانجات و ارائه مجوز اشتغال در محدودۀ روستا بر اساس احراز توانایی افراد، از توصیه­های دیگری است که می­توان حکمرانی در عرصه­های جنگلی را به حد مطلوبی رساند.