تحلیل پویایی انسجام سازمانی و تعیین نظام حکمرانی سرزمین: کاربرد تحلیل شبکهی اجتماعی
نویسندگان
1 گروه احیای مناطق خشک و کوهستانی، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران.
2 گروه حکمرانی امورزیربنایی، دانشکده حکمرانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
4 گروه احیای مناطق خشک و کوهستانی، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران
5 مؤسسه کسب و کار اجتماعی دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22034/iwm.2024.2034030.1162چکیده
چکیده مبسوط مقدمه: حکمرانی سرزمین به چگونگی بهرهبرداری از منابع و توزیع مسئولیتها توسط افراد و گروههای مختلف در مدیریت سرزمین میپردازد. دستیابی به حکمرانی پایدار سرزمین نیازمند وجود انسجام سازمانی و ساختار منسجم تبادل اطلاعات است. نظام حکمرانی سرزمین بهعنوان یک نظام اجتماعی-اکولوژیک، بر ماهیت کلنگر حکمرانی سرزمین و نحوه تعامل و همکاری عناصر مختلف (سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و اداری) با یکدیگر تأکید دارد. رژیم حکمرانی چهارچوب نهادی است که حکمرانی سرزمین در آن عمل میکند و شامل وابستگیهای متقابل نهادها و نقش آنها در مدیریت منابع سرزمین (آب و خاک) است. هدف این مطالعه، تحلیل پویایی انسجام سازمانی و تعیین نظام حکمرانی شهرستان گچساران با استفاده از روش تحلیل شبکه اجتماعی در دو مرحله قبل و بعد از اجرای طرح آبادانی و پیشرفت منظومههای روستایی است.مواد و روشها: در این پژوهش، سازمانهای مرتبط با طرح آبادانی و پیشرفت منظومههای روستایی در شهرستان گچساران، شناسایی و میزان همکاری، هماهنگی و توزیع قدرت با استفاده از شاخصهای تراکم و تمرکز در روش تحلیل شبکههای اجتماعی، ارزیابی شد. همچنین، سازمانها بر اساس نقشهای نهادی به زیرگروههای مختلفی تقسیم شدند که شامل «حفاظتی، واسطهای، توسعهای» و «کشاورزی و منابع طبیعی، زیرساخت و توسعه، فرهنگ و آموزش، رفاه و خدمات اجتماعی، نظارت و امنیت» میباشند. میزان تراکم در تمام زیرگروهها و نسبت پیوندهای بیرونی به درونی در سطح خرد، کلان و میانی شبکه محاسبه شد. با استفاده از شاخص مرکزیت درجه، میزان پراکنش دریافت و ارسال اطلاعات در شبکه بررسی و نوع رژیم حکمرانی سرزمین در بعد و قبل از اجرای طرح تعیین شد.نتایج و بحث: اجرای طرح آبادانی و پیشرفت منظومههای روستایی منجر به بهبود قابلتوجهی در شاخص تراکم شبکه شده است که نشاندهنده افزایش همکاری، هماهنگی، و انسجام سازمانی است. بررسی تراکم زیرگروهها و شاخص نسبت پیوندهای برون گروهی به درون گروهی در گروهبندیهای مختلف نشان داد که اجرای طرح، بهبود همکاریها و تعاملات بینگروهی را به همراه داشته است. بیشترین تراکم در زیرگروهای حفاظتی، کشاورزی و منابع طبیعی و نظارت و امنیت مشاهده شد. بهطور خاص، پس از اجرای طرح، زیرگروههای حفاظتی، فرهنگ و آموزش و زیرساخت و توسعه، همکاریهای خود را بهطور قابلتوجهی افزایش دادهاند. همچنین نیاز به تقویت همکاری داخلی و بینسازمانی در سازمانهای واسطهای همچنان وجود دارد. توزیع شاخص مرکزیت درجه با افزایش میانگین و میانه مرکزیت درجه ورودی و خروجی نشاندهنده افزایش ارتباطات و تأثیرگذاری سازمانها است. با وجود افزایش سطح کلی فعالیتها، ثابت ماندن بیشینه و کمینه مرکزیت درجه خروجی تأیید میکند که برخی سازمانها همچنان کمترین فعالیتها را دارند. افزایش مقادیر کمینه و چارک اول در نمودار مرکزیت درجه کلی و ورودی نشاندهنده بهبود وضعیت سازمانهایی است که در گذشته کمترین ارتباطات را داشتهاند، درحالی که افزایش چارک سوم نیز نشاندهنده تقویت بیشتر سازمانهای فعالتر است. این نتایج نشان داد که تفاوتها و نابرابریها در دسترسی به اطلاعات و ابزارهای همکاری پس از اجرای طرح کاهش یافته و همه سطوح شبکه از مزایای طرح بهرهمند شدهاند. همچنین کاهش تمرکز شبکه، توزیع متوازنتر اقتدار و دسترسی به اطلاعات و منابع در شبکه را نشان میدهد. نتایج تعیین رژیم حکمرانی نشان داد که نوع رژیم از چندپاره به چندمرکزی تغییر یافته است، که این تغییر نشاندهنده افزایش همکاری و هماهنگی بین دستاندرکاران سازمانی است.نتیجهگیری: اجرای طرح آبادانی و پیشرفت منظومههای روستایی تأثیرات مثبتی بر شبکه حکمرانی سرزمین و انسجام سازمانی داشته است. افزایش شاخص تراکم و کاهش شاخص تمرکز پس از اجرای طرح، نشاندهنده بهبود تعاملات، تبادل اطلاعات و همکاری بین سازمانها بوده است. این تغییرات موجب تقویت انسجام سازمانی و تبدیل رژیم حکمرانی از یک رژیم ناهماهنگ و چندپاره به رژیم چندمرکزی شده است. در توزیع متوازنتر قدرت و اطلاعات، دسترسی به ابزارهای همکاری و همافزایی سازمانی میتواند به توسعه پایدار منجر و به افزایش کارایی نظام حکمرانی کمک کند. از طرفی، پژوهش تأکید میکند که هیچ راهحل قطعی و یکسانی برای همه نظامهای حکمرانی وجود ندارد و سیستمها باید با توجه به شرایط خاص طراحی شوند. رویکرد انجام شده در این پژوهش میتواند برای ارزیابی اثربخشی طرحهای آینده استفاده شود. پیشنهاد میشود که پژوهشهای آینده به بررسی دقیقتر تعاملات بین سازمانها و تأثیرات طولانیمدت این طرحها بپردازند.