ارائه الگوی فرآیندی مدیریت جامع حوزههای آبخیز در ایران
نویسندگان
1 گروه آبخیزداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ساری، ایران
2 گروه مهندسی منابع طبیعی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه هرمزگان، بندر عباس، ایران
3 گروه مهندسی منابع آب، دانشکده مهندسی، دانشگاه هاجت تپه، آنکارا، ترکیه
4 گروه مهندسی منابع طبیعی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه هرمزگان، بندر عباس، ایران
5 گروه مرتع و آبخیزداری، دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست، دانشگاه بیرجند، ایران. بیرجند، ایران
6 گروه جغرافیا، دانشگاه پیام نور مشهد، مشهد، ایران
doi
10.22034/iwm.2024.2029116.1154چکیده
چکیده مبسوطمقدمه: با وجود روند افزایشی بحرانهای مرتبط با منابع طبیعی، ارائه الگویی جهت مدیریت جامع در حوزههای آبخیز که مورد پذیرش خبرگان، کارگزاران، سیاستگذاران و برنامهریزان کشور باشد، حائز اهمیت است. حوزههای آبخیز با مجموعهای از مخاطرات مواجه هستند که هر یک بهتنهایی میتوانند موجب بروز بحرانهای محیطزیستی، اقتصادی و اجتماعی شوند. تدوین این الگو از آن رو ضرورت دارد که بدون آن، رسیدن به مدیریت یکپارچه و جامع حوزههای آبخیز میسر نخواهد بود. بهکارگیری این الگو میتواند موجب بههمپیوستگی و انسجام سازمانی، ارتقاء سلامت و تابآوری حوزه آبخیز، هماهنگی نهادهای تصمیمگیر، ارتقای اثربخشی سیاستها و قوانین، سازگاری آبخیزنشینان با تغییرات محیطی، حل تعارضها، مشارکت گسترده گروداران و در نهایت دستیابی به حکمرانی پایدار در حوزههای آبخیز شود. مواد و روشها: در این پژوهش که از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش توصیفی - تحلیلی است، پس از بررسی میدانی، تحلیل اسناد سیاستی و منابع کتابخانهای، ضمن پیشنهاد نهادی تصمیمگیر، الگوی فرآیندی مدیریت جامع حوزههای آبخیز شامل شش گام ارائه شد. طراحی الگویهای فرآیندی مبتنی بر بررسیهای میدانی و تجربی، دستورالعملهای موجود، اهداف و مقیاسهای زمانی و مکانی و همچنین لحاظ کردن نیازها و نگرانیهای گروداران انجام میشود .بر همین اساس مراحل تهیه این الگوی فرآیندی شامل 1) بررسی و شناخت وضع موجود، 2) شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید، 3) پهنهبندی زیرحوزهها، 4) برنامهریزی و تصمیمگیری مشارکتی، 5) نظارت و ارزیابی و 6) مدیریت سازگار و حل تعارض است. برای این منظور، ابتدا با مشارکت خبرگان اهداف حوزه آبخیز تبیین و سپس با تشکیل گروه خبرگان، اقدام به طراحی الگوی پیشنهادی شد.نتایج و بحث: از آنجا که بر اساس نتایج الگوهای پیشین یکی از چالشها در اعمال مدیریت جامع، فقدان انسجام سازمانی و عدم تمرکز یک نهاد تصمیمگیر است، پیش از ارائه الگوی فرآیندی مدیریت جامع پیشنهاد میشود نهادی تصمیمگیر تحت عنوان «شورای راهبردی مدیریت حوزه آبخیز» متشکل از سازمانهای غیردولتی، نهادهای دولتی و افراد سیاسی تأثیرگذار، دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی، نمایندگان شوراهای اسلامی شهر و روستا و مشاور تدوین برنامه راهبردی موردنظر شکل بگیرد. این شورا وظیفه تصمیمگیری، هماهنگی و نظارت بر برنامه راهبردی حوزه آبخیز را فارغ از مرز سیاسی در محدوده مرز طبیعی حوزه بر عهده خواهد داشت. این شورا برای هر یک از حوزههای آبخیز درجه 2 توسط سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور تشکیل خواهد شد. جهت تقویت انسجام بین سازمانی نیز ریاست این شورا بر عهده نماینده تامالاختیار استاندار در دبیرخانه این شورا واقع در اداره کل منابع طبیعی استان مُعین خواهد بود. در این پژوهش، چارت تشکیلاتی و فرآیند اجرایی برنامه مدیریت جامع حوزه آبخیز پیشنهادی ارائه شده است. بر اساس این الگوی پیشنهادی پس از انتخاب مشاورِ تدوین برنامه راهبردی حوزه و تشکیل شورای راهبردی، مراحل اول تا چهارم الگوی فرآیندی توسط مشاور در تعامل با شورای راهبردی مطالعه میشود، سپس در ادامه گامهای پنجم و ششم جهت رسیدن به حکمرانی پایدار آبخیز انجام خواهد شد. نتیجهگیری: حوزههای آبخیز اغلب از توانمندیهای متنوع منابع طبیعی و نیروی انسانی برخوردار هستند. اما درعینحال از محدودیتهای ناشی از تضاد منافع در سطوح مختلف تصمیمسازی نیز رنج میبرند. نتایج پژوهش حاضر امکان بهکارگیری بهعنوان الگویی دقیق، علمی و نظاممند جهت مدیریت یکپارچه و هماهنگ در حوزههای آبخیز را دارد. اجرای الگوی فرآیندی پیشنهادشده در حوزههای آبخیز میتواند از طریق اثرگذاری بر پیشرانهای کلیدی، زمینهساز تحقق حکمرانی پایدار آبخیز در یک بازه زمانی پنج تا ده ساله باشد. در این الگو تلاش شده است در هرگونه تصمیمگیری، سیاستگذاری، برنامهریزی و اجرای برنامه مرتبط، تمامی گروداران با حوزه آبخیز دخیل باشند. از اینرو اجرای آن، کاهش تخریب محیط و منابع پایه آبوخاک را سبب شده و در نهایت منجر به بهبود وضعیت معیشتی ساکنان حوزه آبخیز شده و پایداری این بومسازگانهای طبیعی را بهدنبال خواهد داشت. از ویژگیهای این الگو میتوان به 1- جامعیت و فراگیری گروداران 2- حکمرانی شبکهای و مشارکت واقعی و عملی گروداران در تمامی مراحل طراحی، اجرا، نظارت، پایش، برنامهریزی و هرگونه تصمیمگیری 3- امکان سازگاری و انطباق با شرایط زمانی و مکانی مختلف 4- امکان بکارگیری در حوزههای آبخیز مختلف کشور 5- چرخهای بودن الگو به جای حالت خطی 6- پویایی الگوی پیشنهادی و در نهایت 7- وضوح فرآیند پیشنهادی، اشاره کرد.