بررسی روند و تبیین پیشرانهای کلیدی بیابانزایی و تخریب سرزمین در تالاب صالحیه و شورهزار دشت مرکزی قزوین
نویسندگان
1 بخش تحقیقات بیابان، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران.
2 بخش تحقیقات بیابان، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران.
doi
10.22034/iwm.2024.2026209.1146چکیده
چکیده مبسوط مقدمه: تالابها ازجمله اکوسیستمهایی هستند که از طیف وسیعی از تنوع زیستی پشتیبانی نموده و کالا و خدمات با اهمیت زیستمحیطی را ارائه مینمایند. بهطوریکه مزایای اقتصادی و زیستمحیطی زیادی مانند ترسیب کربن، تغذیه آب زیرزمینی، کنترل سیلاب، تولید غذا، فراهم کردن علوفه و غیره را به همراه دارند. در سراسر جهان، تالابها با فشار تخریب شدیدی مواجه هستند که عمدتاً تغییرات حاصل، ناشی از فعالیتهای انسانی است. از جمله این فعالیتها میتوان توسعه اراضی کشاورزی، شهرسازی، تغییرات کاربری زمین، انتقال آب بین حوضهای و تخریب زیستگاههای طبیعی را نام برد. از این رو مطالعه حاضر باهدف بررسی روند تغییرات تالاب صالحیه در بازه زمانی 1402-1366 با استفاده از تصاویر ماهواره لندست و همچنین بررسی عوامل مؤثر بر تخریب و بیابانزایی منطقه با استفاده از روش بررسی اسنادی و پیمایش صحرایی صورت گرفت. مواد و روشها: جهت بررسی روند تغییرات بستر آبی و شورهزار قزوین-البرز در دوره زمانی سال 1402- 1366 از تصاویر ماهواره لندست 5 و 8 استفاده شد. پس از اعمال تصحیحات رادیومتریک و اتمسفری، نقشه بستر آبی و پوشش گیاهی منطقه در محیط نرمافزارهای 2.8 ArcGIS Pro و 10.8 Arc GIS بهترتیب با استفاده از شاخص اصلاح شده آب تفاضلی نرمال شده (MNDWI) و شاخص نرمال شده پوشش گیاهی (NDVI) برای سالهای مورد مطالعه استخراج گردید. همچنین تبیین پیشرانهای اصلی با روش اسنادی و پیمایشی انجام گرفت. نتایج و بحث: نتایج نشان داد بستر آبی تالاب در سالهای 1366، 1377 و 1387 بهترتیب 36/8922، 02/2844 و 28/1135 هکتار بوده است، که این مساحت در سالهای بعد از احداث زهکش یعنی سالهای 1397، 1401 و 1402 به ترتیب به 01/921، 38/409 و 54/167 هکتار کاهش یافته است. نتایج مربوط به تغییرات پوشش گیاهی سطح منطقه نیز منطبق بر تغییرات آبی آن است، به طوریکه پوشش گیاهی در سالهای قبل از احداث زهکش یعنی سال 1366، 1377 و 1387 بهترتیب حدود 56/7196، 62/4293 و 50/3576 هکتار از منطقه را در برگرفته و در سالهای بعد از احداث آن یعنی سالهای 1397، 1401 و 1402 بهترتیب 12/3337، 64/514 و 61/473 هکتار کاهش یافته است. نتایج مربوط به تبیین پیشرانهای کلیدی بیابانزایی و تخریب سرزمین در تالاب صالحیه و شورهزار دشت مرکزی قزوین، گویای تأثیر جدی فعالیتهای انسانی بر وضع موجود تالاب است. در این میان ضایع شدن حقابه تالاب در اثر احداث سد کینهورس روی رودخانه ابهررود، احداث بند انحرافی روی رودخانه کردان جهت تغذیه مصنوعی دشت هشتگرد و احداث سد انحرافی روی رودخانه زیاران نقش مهمی در اختلال چرخه هیدرولوژیکی تالاب داشته است. همچنین اجرای پروژههای عمرانی در تالاب ازجمله احداث زهکش، احداث آزادراه آبیک - چرمشهر و تأسیس فرودگاه آزادی و توسعه اراضی کشاورزی، تهدیدی جدی در خصوص امنیت حیات وحش تالاب، تخریب و انزوای اکولوژیکی و جغرافیایی به همراه دارد. همچنین احداث مسیر دسترسی و روگذرهایی بهمنظور انتقال آب در حاشیه و روی کانال زهکش، دسترسی بیشتر دامداران و شکارچیان را باعث گردیده و بر جمعیت دامهای مازاد چراکننده از قبیل شتر در آن محدوده افزوده است. نتیجهگیری: به طور کلی بیابانزایی و تخریب سرزمین در تالاب صالحیه و شورهزار دشت مرکزی قزوین، محصول عدم توجه به اصولِ مدیریت پایدار سرزمین است. در این میان، ناهنجاریهای اقلیمی نیز طی دو دهه اخیر باعث تشدید اثرات تخریبی شده است. بر این اساس هرگونه اقدام جهت اصلاح و بهبود وضعیت اکولوژیکی تالاب با تأکید بر کنترل کانونهای بحرانی تولید گردوغبار، میبایست مبتنی بر تعدیل اثرات اقدامات انسانی فوقالذکر تا حد امکان، کنترل چرای دام و احیای پوشش گیاهی، با تأکید بر انسجام سازمانی و مشارکت اجتماعات محلی در فعالیتهای مطلوب محیطزیست انجام گردد.