بررسی مقایسهای تجارب کشورهای توسعهیافته و درحالتوسعه در جهت پیشرفت
نویسندگان
1
2
3
doi
چکیده
در این تحقیق تلاش میشود تا تجربه توسعه شش گروه کشورهای توسعهیافته صنعتی، تازهصنعتیشده شرق آسیا، درحالتوسعه غرب آسیا، درحالتوسعه امریکای لاتین، درحالگذار اروپای شرقی و رو به توسعه افریقا با تأکید بر روند علم و فناوری در آنها و از منظر چارچوب تحلیلی نهادی و با اتکا به روش تحلیلی پویای ماتریس تار و پود اجتماعی ارزیابی و مقایسه شود. ضمن اینکه تلاش شده تا با مروری بر تجربه توسعه ایران و مقایسه با تجربه کشورهای منتخب، دلالتهایی برای آن استخراج شود. طبق نتایج تحقیق، مسیر بهینه توسعه آن است که منفعت همه بازیگران در آن لحاظ شده باشد. دولت نقشی ترکیبی بر عهده دارد که مقداری از منافع برنامهریز در اتکای صرف به صندوق رانت را کاهش و مقداری از منافع ناشی از همکاری را برای برنامهپذیر افزایش میدهد. بنابراین این بازیگر باید هم دارای مشخصهای منطبق با برنامهپذیر و هم دارای بخشی از ابزار نظارتی باشد. با توجه به ویژگی بافتار قومیتی و تنوع فرهنگی سیستم اجتماعی ایران، اثربخشی بازیگر سوم هم به برخورداری او از ویژگی بومی و هم به توانایی اعمال نظارت او در حد کالاهای عمومی محلی بستگی دارد. بهاینترتیب نهادهای مدنی در هریک از بخشهای قومی که ابزار نظارت بر تخصیص منابع توسعه را از طرف حکومت در اختیار داشته باشد، همان بازیگر سوم مؤثر در استقرار تعادل ناشی از همکاری خواهد بود.