مقایسه کارایی منحنی سنجهرسوب و مدلهای یادگیری در برآورد رسوب معلق رودخانههای کارستی (مطالعه موردی: ایستگاههای هیدرومتری حوضههای خرمآباد، الشتر و بیرانشهر)
نویسندگان
1 گروه مهندسی مرتع و آبخیزداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه لرستان، لرستان، ایران
2 گروه مهندسی مرتع و آبخیزداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه لرستان، لرستان، ایران
3 گروه مهندسی مرتع و آبخیزداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه لرستان، لرستان، ایران
doi
10.22034/iwm.2024.2016652.1118چکیده
چکیده مبسوط مقدمه: انتقال رسوب توسط جریانهای سطحی یکی از فرآیندهای اولیه است که مسئول تغییر شکل سطح زمین میباشد. روی زمین این فرآیند بهطور گسترده در قالب سیستمهای زهکشی رودخانهها و رسوبات آبرفتی بیان میشود که بر ژئومورفولوژی مناطق وسیعی از سطح زمین اثر دارند و مسئول جریان رسوب از خشکی به اقیانوسها هستند. یکی از مهمترین مشکلاتی که مخزن ذخیره سدها را تهدید میکند، ورود رسوبات است. به دلیل مشکلات مختلف، تخمین حجم رسوبات فرآیندی پیچیده است؛ بنابراین روشهایی توسط محققان برای حل این مشکل ابداع شدهاند. مدلسازی بار رسوب معلق موضوع مهمی برای تصمیمگیرندگان در سطح حوضه است. مدلسازی دقیق و مطمئن بار رسوب معلق یکی از موضوعات مهم برای برنامهریزی، مدیریت و طراحی سازههای ذخیره آب در شبکه زهکشی است. لذا هدف این مطالعه مقایسه کارایی منحنی سنجهرسوب و الگوریتمهای یادگیری ماشین برای تخمین بار رسوب معلق در رودخانههای کارستی در ایستگاههای هیدرومتری بهرامجو، چمانجیر، سراب صیدعلی و کاکارضا، استان لرستان، ایران بود. مواد و روشها : در این مطالعه منحنی سنجهرسوب و پنج مدل، ماشینبردار پشتیبان با کرنل RBF (SVM-RBF)، ماشینبردار پشتیبان با کرنل PUK (SVM-PUK)، فرآیندهای گاوسی با کرنل PUK (GP-PUK)، فرآیندهای گاوسی با کرنل RBF (GP-RBF)، M5P، REEP Tree و جنگل تصادفی (RF) برای پیشبینی بار رسوب معلق در حوزهآبخیز کشکان، ایران مورداستفاده قرار گرفتند. ایستگاههای چمانجیر، بهرامجو، سراب صیدعلی و کاکارضا برای بررسی در این پژوهش انتخاب شدند. دادههای دما، باران و دبی بهعنوان پارامترهای ورودی و بار رسوب معلق بهعنوان پارامتر خروجی استفاده شدند. دوره آماری دادهها 20 سال (2001-2021) انتخاب شدهاند. مجموعه دادههای این تحقیق شامل دما، باران، دبی و بار رسوب معلق سه زیرحوضه است که 70 درصد دادهها برای آموزش و 30 درصد دادهها برای مرحله آزمایش استفاده شدند. درنهایت، دقت مدلها با استفاده از سه پارامتر ارزیابی عملکرد، ضریب همبستگی، ریشه میانگین مربعات خطا و میانگین خطای مطلق مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج و بحث: نتایج نشان داد که مدلهای SVM-PUK، GP-PUK، GP-RBF، M5P، REEP Tree و RF دارای کارایی بیشتری نسبت به روش منحنی سنجهرسوب بودند، زیرا از تکنیکهای غیرخطی برای بازسازی دادهها استفاده میکنند. علاوه بر این، از بین همه مدلها، مدل M5P که از دادههای تجزیهشده استفاده میکرد و ویژگیهای دینامیکی دادههای سری زمانی بار رسوب معلق غیرخطی و غیرثابت را به تصویر میکشید، کارایی بهتر و بالاتری در تخمین رسوب معلق نسبت به دیگر مدلها از خود نشان داد. بهترین ضریب تبیین نتایج منحنی سنجهرسوب برابر 5941/0 بود. مدل M5P بهترین ضریب تبیین را حدود 89/0 را نشان داد که کارایی بالاتری نست به منحنی سنجهرسوب بود. اگرچه این مدل نقاط اوج رسوب معلق را بهتر از SRC نشان داد، اما باز هم بار رسوب را بیش از حد مشاهداتی تخمین میزد و نمیتوانست مقادیر اوج رسوب معلق را که برای اهداف طراحی از اهمیت بالایی برخوردار هستند، را بهطور دقیق نشان دهد. نتیجه گیری: رسوبات حمل شده توسط آب مشکلات جدی ایجاد میکند، ازجمله عمر مخزن سدها را کوتاه میکنند و ظرفیت تخلیه کانال را بهویژه در انتهایی رودخانهها کاهش میدهند. بنابراین، مدیریت رسوب قانون طلایی در مهندسی رودخانه است که تلاش و انرژی زیادی برای انجام آن صرف میشود. یکی از جنبههای مهم مدیریت رسوب، تخمین رسوب است که بیشتر بهصورت معلق در رودخانهها و دیگر تودههای آبی یافت میشود. این تحقیق بر مقایسه مدلهای مختلف تخمین رسوب معلق در رودخانهها انجام شده است. این تحقیق شامل روش سنتی، یعنی منحنی سنجهرسوب و الگوریتمهای یادگیری، یعنی SVM-PUK، GP-PUK، GP-RBF، M5P، REEP Tree و RF است. نتایج این مطالعه ارائه اطلاعات علمی برای پیشبینی بار رسوب معلق است و الگوریتمهای یادگیری میتوانند یک تکنیک کارآمد برای شبیهسازی سریهای زمانی بار رسوب معلق باشند زیرا ویژگیهای کلیدی تعبیهشده در میزان بار رسوب معلق را استخراج میکنند. در نهایت نتایج این تحقیق نشان داد که مدل M5P در پیشبینی میزان رسوب معلق در حوضههای خرمآباد، بیرانشهر و الشتر دارای کارایی بالایی است.