کاربست رویکرد تفکر سیستمی در تحلیل وقایع حدی (مطالعه موردی: حوزه آبخیز کارون)
نویسندگان
1 گروه احیاء مناطق خشک و کوهستانی، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران.
2 گروه احیاء مناطق خشک و کوهستانی، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران.
3 گروه احیاء مناطق خشک و کوهستانی، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران.
4 گروه احیاء مناطق خشک و کوهستانی، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران.
5 گروه مطالعات منطقهای، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22034/iwm.2024.2018715.1120چکیده
چکیده مبسوطمقدمه: رشد جمعیت و طبیعتاً افزایش نیاز و تقاضا موجب تحمیل فشار بر منابع طبیعی و ناپایداری در کارکرد حوزههای آبخیز شده است بهطوریکه رفتار اکوسیستم در حفاظت از زیستگاهها و تنوع زیستی، مهار فرسایش و رسوب، خاک سازی و ذخیره آب، مطبوعیت محیطزیستی، رفع نیازهای فرهنگی و بهطورکلی ارائه مستمر خدمات اکوسیستمی دچار اختلال شده است. پویندگی و تغییرپذیری اجزای سیستمهای انسانی-طبیعی که تغییرات اقلیمی آن را پیچیدهتر کرده است، پیشبینی و برنامهریزی برای بهرهوری پایدار از خدمات اکوسیستمی حوزه آبخیز را با عدم قطعیت همراه میسازد. بهطوریکه تصمیمگیری برای بهرهبرداری از منابع آب و سایر کالاهای مشاع محیط زیستی توأم با خطا میشود. خطا در تصمیمگیری بهتدریج زمینه را برای ظهور ناپایداری واحد حوزه آبخیز و حرکت به سمت آستانهها مهیا میکند. در پژوهش کنونی با اتکا به رویکرد تفکر سیستمی حوزه آبخیز کارون بهعنوان یک سیستم انسانی-طبیعی در نظر گرفته شده و پنج مورد از کهنالگوهای تحلیل سیستمی شامل تراژدی منابع مشترک، درمانهای بدتر از درد، انتقال فشار از راهحلهای اساسی به راهحلهای موقتی، تشدید رقابت و تنزل اهداف بهمنظور واکاوی در سیاستگذاریهای مدیریت منابع آب بررسی شده است. این ساختارها که در ادبیات تحلیل سیستم شناختهشده هستند به تصمیمگیران و مدیران برای حل بخش عمدهای از مشکلات یک سیستم کمک میکنند.مواد و روشها: پژوهش کنونی در سه گام اصلی انجام شده است. در گام اول پژوهش بر اساس مطالعات کتابخانهای وضعیت موجود حوزه آبخیز کارون بیان شده است و ماهیت سامانه آب از نظر قرارگیری در دستهی سیستم پیچیده و یا سیستم سخت مشخص میشود. در گام دوم با استناد به ادبیات پژوهش پنج مورد از مهمترین ساختارهای شناخته شده در تحلیل پویایی سیستم که کارایی مناسبی برای درک درهم تنیدگی سیستمهای انسانی-طبیعی دارند بهمنظور بررسی اثرگذاری رفتار انسان در مدیریت منابع آبی حوزه آبخیز کارون بررسی شده است. در گام سوم بر اساس رویکرد تفکر سیستمی چگونگی رخداد وقایع حدی و نقش آنها در پایداری حوزه آبخیز کارون بررسی شده است.نتایج و بحث: نتایج این پژوهش نشان میدهد که نگرش خطی در مدیریت منابع آب که معلول خلأ تفکر سیستمی است از طریق انقطاع در زنجیرهای از روابط گوناگون سامانه آب با دیگر اجزای اکوسیستم موجب ناپایداری و تشدید وقایع حدی مثل سیل، خشکسالی، نزاع بر سر آب و ... در حوزه آبخیز کارون شده است. واکاوی مبتنی بر تفکر سیستمی در این پژوهش نشان میدهد که برخی از رفتارهای تکراری در حوزه آبخیز کارون ساختارهای شناختهشدهای در رویکرد پویایی سیستمی هستند که تحت عنوان کهنالگوهای تحلیل سیستم در حوزه آبخیز کارون فعال هستند. کارکرد نهایی حوزه آبخیز کارون در گرو شناسایی، مهار و تغییر این ساختارها به سمت پایداری و ارائه مستمر خدمات اکوسیستمی است.نتیجهگیری: پژوهش حاضر نشان میدهد که اتکا به اقداماتی که موجب دستیابی به نتایج دلبخواه کوتاهمدت میشوند و عدم توجه به اثرات بلندمدت تصمیمسازی در مدیریت منابع آبی در نهایت به تقویت مشکل کمبود آب و بروز درگیریهای اجتماعی در واحد حوزه آبخیز منجر خواهد شد. بهطورکلی راهکارهای موجود برای مدیریت منابع آبی حوزه آبخیز کارون در دو گروه تسکیندهنده (مسکن) و درمانمحور (سازگارانه) دستهبندی میشوند. راهکارهای مسکن معمولاً از جنس سخت و شامل راهحلهای فنی نظیر حفر چاه، سدسازی، انتقال آب و ... هستند که هدف آنها تسکین درد کمبود آب از طریق افزایش عرضه آب در کوتاهمدت است و معمولاً توسط مدیران حوزه آب اعمال میشوند؛ اما راهکارهای سازگارانه (انطباقی) معمولاً از جنس نرم و شامل راهکارهای سیاستی هستند که با هدف سازگاری سامانه تحت مدیریت با موجودی آب در سطوحی بالاتر از اختیار مدیران آب اعمال میشوند. حل مشکلات مدیریت منابع آب در حوزه آبخیز کارون به اعمال توأمان راهکارهای تسکینی و تطبیقی نیاز دارد.