ارزیابی مدیریت سود در سطوح مختلف محافظه کاری و سرمایهگذاران نهادی با استفاده از قانون بنفورد
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد حسابداری، دانشکدۀ علوم اقتصادی، دانشگاه امام رضا (ع)، مشهد، ایران
2 کارشناسارشد حسابداری، دانشکدۀ علوم اقتصادی، دانشگاه پیامنور، بهشهر، ایران
3 دانشیار حسابداری، دانشکدۀ علوم اقتصادی، دانشگاه پیامنور، مشهد، ایران
doi
10.22059/acctgrev.2016.58467چکیده
هدف اصلی پژوهش حاضر، ارزیابی وجود مدیریت سود در سطوح مختلف محافظهکاری و سرمایهگذاران نهادی است که بر اساس قانون بنفورد محاسبه میشود. بدین منظور، نخست شرکتهای نمونه که از بین شرکتهای تولیدی پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران (جامعۀ آماری) و به روش غربالگری (اعمال شرایط در جامعه) انتخاب شدند، بر اساس میزان محافظهکاری و سرمایهگذاران نهادی، در هشت گروه طبقهبندی شدند و سپس با استفاده از قانون بنفورد به بررسی وجود یا نبود مدیریت سود در هر گروه از شرکتها پرداخته شد. نتایج آزمون فرضیهها بر اساس دادههای صورتهای مالی حسابرسیشدۀ شرکتهای نمونه برای یک دورۀ یازدهساله (1382 تا 1392)، نشان میدهد با افزایش سرمایهگذاران نهادی، مدیریت سود افزایش مییابد که ریشۀ این امر میتواند افق کوتاهمدت سرمایهگذاران نهادی، تبانیهای سیاستمدارانه بین سرمایهگذاران نهادی و مدیریت و انگیزۀ زیاد در دستکاری سود توسط مدیران باشد. همچنین، نتایج پژوهش حاکی از آن است که سطوح مختلف میزان محافظهکاری، تأثیری در مدیریت سود ندارد.