بررسی عوامل مؤثر بر مدیریت جامع تالاب هامون سیستان با استفاده از تحلیل عاملی
نویسندگان
1 گروه مرتع و آبخیزداری، دانشکده آب و خاک، دانشگاه زابل، زابل، ایران
2 گروه مرتع و آبخیزداری، دانشکده آب و خاک، دانشگاه زابل، زابل، ایران
3 گروه مرتع و آبخیزداری، دانشکده آب و خاک، دانشگاه زابل، زابل، ایران
doi
10.22034/iwm.2023.2008072.1096چکیده
افزایش روزافزون نیازهای انسانی به کالاها و خدمات اکولوژیک طی چند دهه گذشته منجر به افزایش توجه به مدیریت تالابها گردیده است و امروزه مدیریت اکوسیستم تالابها یکی از رویکردهای مدیریت سرزمین محسوب میشود. هدف از این تحقیق بررسی شاخصهای مدیریت جامع تالاب هامون با استفاده از تحلیل عاملی است. این پژوهش به روش اسنادی و پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه در روستاهای شهرستانهای هامون و نیمروز اجرا گردید که در طی آن ضمن بازدید و مشاهدات میدانی از روستاها، از مردم بومی منطقه پرسشگری به عمل آمده است. جامعه آماری پژوهش شامل 1987 خانوار روستایی از حاشیه کوه خواجه و تالاب هامون است که بر اساس فرمول کوکران تعداد 321 خانوار به عنوان نمونه انتخاب شدند. بدین منظور سه شاخص اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی جهت مدیریت تالاب هامون انتخاب گردید. در این تحقیق از آزمونهای T مستقل و تحلیل عامل اکتشافی در نرمافزار SPSS24 برای تجزیهوتحلیل دادهها استفاده شد. نتایج روایی پرسشنامهها بهصورت نظری و بر اساس دیدگاه متخصصان و اساتید دانشگاه تأیید و پایایی آن طبق ضریب آلفا کرونباخ برابر با 833/0 به دست آمد. نتایج بهدستآمده نشان داد که بین شهرستانهای هامون و نیمروز از لحاظ ابعاد اقتصادی، اجتماعی و مشارکتی و زیستمحیطی تفاوت معناداری وجود دارد. میزان بارعاملی برای بعد اقتصادی برابر 95/0، بعد اجتماعی-مشارکتی برابر 97/0 و بعد زیستمحیطی برابر 85/0 به دست آمد که نشاندهنده این است که بعد اجتماعی - مشارکتی و شاخصهای آن نظیر احیاء کشاورزی با استفاده از قابلیت تالاب و انواع مشارکتها در این زمینه بیشترین نقش و تأثیر از لحاظ مدیریت بر تالاب بینالمللی هامون را دارا میباشند.