رابطه هوش فرهنگی و سرمایه اجتماعی با قصد کارآفرینانه: نقش میانجی خودکارآمدی کارآفرینانه
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم تربیتی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 استادیار گروه آموزش علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
3 کارشناسی ارشد برنامه ریزی آموزشی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
doi
10.48308/jcoc.2025.240392.1494چکیده
هدف این پژوهش تعیین میزان برازش مدل مفهومی قصد کارآفرینانه بر اساس هوش فرهنگی و سرمایه اجتماعی با نقش واسطهای خودکارآمدی کارآفرینانه با مدل تجربی بود. روش: این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی است و جامعه آماری شامل مدیران مدارس شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1403-1402 به تعداد 400 نفر بود؛ که با روش نمونهگیری در دسترس تعداد 196 نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامهی پرسشنامه استاندارد قصد کارآفرینانه لینان و همکاران، پرسشنامه خودکارآمدی کارآفرینانه دی نابل و همکاران، پرسشنامه هوش فرهنگی آنگ و همکاران و پرسشنامه سرمایه اجتماعی ناهاپیت و گوشال بود و تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از نرمافزارهای SPSS و AMOS انجام شد. نتایج نشان داد که مدل از برازش مطلوبی برخوردار است و ضرایب مسیر مستقیم هوش فرهنگی بر قصد کارآفرینانه، سرمایه اجتماعی بر قصد کارآفرینانه، سرمایه اجتماعی بر خودکارآمدی کارآفرینانه، خودکارآمدی کارآفرینانه بر قصد کارآفرینانه و اثر غیرمستقیم سرمایه اجتماعی با میانجی خودکارآمدی کارآفرینانه بر قصد کارآفرینانه معنیدار بوده است (t ≥ 1.96; P ≤ 0.05)؛ اما ضریب مسیر مستقیم هوش فرهنگی بر خودکارآمدی کارآفرینانه و اثر غیرمستقیم هوش فرهنگی به واسطه خودکارآمدی کارآفرینانه بر قصد کارآفرینانه معنیدار نبود. نتیجهگیری: مدل مفهومی قصد کارآفرینانه بر اساس هوش فرهنگی و سرمایه اجتماعی با نقش واسطهای خودکارآمدی کارآفرینانه با مدل تجربی برازش دارد و سرمایه اجتماعی از طریق خودکارآمدی کارآفرینانه بر قصد کارآفرینانه تأثیر مثبت و معنیداری دارد اما خودکارآمدی کارآفرینانه میانجی معنیداری برای هوش فرهنگی و قصد کارآفرینانه در این پژوهش نیست.