دگرگونی مفهوم صلح در پرتو سازهانگاری: گذار از صلح منفی به صلح پایدار
نویسندگان
1 استاد گروه روابط بینالملل، دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکترای گروه روابط بینالملل، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.22059/jpq.2026.396028.1008370چکیده
با وجود توجه به مفهوم صلح در روابط بینالملل، نگاه تقلیلگرایانه به صلح بهعنوان «فقدان خشونت» مانعی در درک پویای این پدیده است. این مقاله با اتکا به نظریه سازهانگاری و معرفی رویکرد «صلح ترکیبی»، چارچوبی برای حرکت به فراسوی مفاهیم صلح منفی و مثبت و بررسی صلح پایدار ارائه میدهد. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و تحلیلی، متون نظری و مطالعات موردی همچون پایان جنگ ایران و عراق و فروپاشی رژیم آپارتاید در آفریقای جنوبی را بررسی و سیاستهای بینالمللی و ابتکارات سازمان ملل را نیز در زمینه حفظ صلح تحلیل کرده است. این پژوهش با توجه به خلا پژوهشی در تحلیل جامع ابعاد فرهنگی، اجتماعی و هویتی صلح و نیاز به رویکردهای ترکیبی در تحقیقات صلح، اهمیت ویژهای دارد. یافتهها نشان میدهد که تحقق صلح پایدار مستلزم گذار از صلح منفی (صرفاً غیاب خشونت) به صلح مثبت (تأمین عدالت اجتماعی و نهادهای دموکراتیک) و در نهایت تثبیت شرایطی است که در آن ساختارهای عادلانه، هنجارهای مشترک، و مشارکت جوامع محلی بهطور پایدار درهم تنیده شدهاند. در این میان، صلح ترکیبی با پیوند دادن ارزشهای جهانی دموکراسی و نهادسازی با ظرفیتهای بومی، مدلی کارآمدتر برای ایجاد صلح ارائه میکند. در واقع، صلح پایدار فرآیندی مستمر و بازتولیدشونده است که تنها از طریق گفتوگو، آموزش و مشارکت فعال جوامع محلی قابل دستیابی است.