رویکرد مقایسهای به سیاستخارجی آمریکا در قبال روسیه در دورههای ترامپ و بایدن(2024-2016)
نویسندگان
1 استادیار گروه مطالعات منطقهای، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکترای، گروه مطالعات منطقهای، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jpq.2026.389159.1008288چکیده
روابط متقابل آمریکا و روسیه در فضای پس از جنگ سرد، از متغیرهای مؤثر بر سیاست و روابط بینالملل محسوب شده؛ به گونهای که فراز و نشیب الگوی تعاملی یاد شده بر سیاست خارجی دیگر بازیگران در سطوح منطقهای و بینالمللی نیز تأثیرگذار بوده. این چارچوب تعاملی در سالهای پساجنگ سرد نوعی الگوی تکراری از چرخه «مذاکره و همکاری، رقابت و تعارض» را تجربه کرده است. به این معنا که گویی هر یک از کابینههای ایالات متحده بر منحنی از «بازبینی» روابط با مسکو تا «نارضایتی» از الگوی رفتاری آن حرکت کرده و همگام با این روند، در سایه برخی تحولات، بر ضرورت مواجهه با آن پافشاری داشتهاند. تمرکز این پژوهش بر واکاوی جایگاه روسیه در سیاست خارجی آمریکا در بازه زمانی 2016 تا 2024 بوده و بر این پایه، پرسش اصلی این نوشتار عبارتست از اینکه: وجوه افتراق و اشتراک سیاست خارجی آمریکا در مورد روسیه در دورههای ترامپ و بایدن کدامند؟ در پاسخ، بر این فرضیه تأکید میشود که: وجه مشترک سیاست خارجی آمریکا در دورههای رهبری ترامپ و بایدن، اعمال سیاست مبتنی بر «مدیریت تنش» میان دو دولت بود، اما در دوره ترامپ سیاست خارجی مزبور از چالش «تصمیمگیری مبتنی بر عناصر ناهمگن» تأثیر میپذیرفت و در دوره بایدن متأثر از تهاجم روسیه به اوکراین، از «تصمیمگیری مبتنی بر انسجام بخشی میان منابع نرم و سخت قدرت و چندجانبهگرایی» جهت گرفت. روش تحقیق کیفی و سازوکار پژوهش نیز مقایسهای میباشد.