دیالکتیک حکومت و جامعه در دورۀ پادشاهی مشروطۀ امانالله خان
نویسندگان
1 دانشیار علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
2 دانشیار دانشکده علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
3 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، گروه اندیشههای سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
4 دانشیار دانشکده علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
doi
10.22059/jpq.2025.389704.1008290چکیده
این پژوهش به بررسی دیالکتیک پیچیده و دیرینۀ بین حکومت و جامعه در دورۀ پادشاهی مشروطۀ امانالله خان در افغانستان (1919-1927) میپردازد. سؤال اصلی پژوهش این است که با تمرکز بر رابطۀ دیالکتیکی حکومت و جامعه در افغانستان از سال 1919 تا 1927، چه نوع لویاتانی در دوران سلطنت امانالله خان شکل گرفت و چه ویژگیهایی داشت؟ فرضیۀ اصلی این تحقیق، استوار بر چارچوب ـ«راه باریک آزادی» رابینسون و عجم اوغلو، این است که دولت امانی با وجود تلاش برای مدرنیزاسیون و نهادینهسازی عناصر مشروطیت، بهدلیل مقاومتهای اجتماعی و فرهنگی نتوانست بهطور کامل از ویژگیهای استبدادی و تمرکز قدرت رها شود و به لویاتان غایب تبدیل شد. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل کیفی دادهها از منابع، نشان میدهد که اصلاحات مدرنگرایانۀ امانالله خان با مقاومتهای فرهنگی و اجتماعی مواجه شد و به ایجاد تنش بین حکومت و جامعه انجامید. یافتهها حاکی از آن است که حکومت امانالله خان، با وجود تمرکز قدرت و ویژگیهای استبدادی، در تلاش برای نهادینهسازی برخی عناصر مشروطیت از طریق اصلاحات قانونی و اجتماعی با چالشهای جدی روبهرو بود و در نهایت به لویاتان غایب تبدیل شد.