بودریار و پایان امر سیاسی
نویسندگان
1 دانشآموختۀ دکتری اندیشۀ سیاسی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
2 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jpq.2025.229541.1007032چکیده
رخدادهای سال توفانی 1968 بسیاری از اندیشمندان چپگرا را بر آن داشت تا از بازگشت امر سیاسی صحبت به میان آورند و خیزش جنبشهای اجتماعی جدید را نسخهای از سیاست رادیکال معرفی کنند که جایگزین سیاستهای مبتنی بر بازنمایی سنتی میشود. ولی در همین دوران ژان بودریار که در مرکز آشوبها یعنی دانشگاه نانتر مشغول تدریس بود اعتقاد داشت که پدیدههای کلان سیاست مدرن مثل توده، قدرت و مقاومت در دیگ جوشان مجازیسازی رسانهها هر لحظه دود میشوند و به هوا میروند و امر سیاسی در جهان پسامدرن معاصر به پایان رسیده و سیاست بدل به وانمودهای ناب شده است. بحث اصلی پژوهش حاضر حول این پرسش میچرخد که بودریار بنا به چه ادلهای از پایان امر سیاسی سخن میگوید؟ فرضیۀ اصلی مقاله با اتکا به روش تحقیق توصیفی-تحلیلی دلالت بر این دارد که به عقیدۀ بوردیار، ما با گذار از دوران مدرن وارد فضای پسامدرن شدهایم، فضایی مجازی و حاد واقعی، فضایی مملو از اطلاعات و ارتباطات که در آن هرچه اطلاعات بیشتر تولید میشود، معنا نیز هرچه بیشتر از دست میرود. وی بر آن است که در اثر ازدیاد فعالیت رسانهها، واقعیت به فراموشی سپرده شده و ما بهجای آن با واقعیات ساختگی مواجهیم که توسط رسانهها ساختهوپرداخته میشوند. از نظر وی در چنین فضایی، آن چسبندگی که اجزای جامعه را به هم پیوند میداد و جامعهای خاص را بر میسازد، کیفیت و کارایی خود را از دست داده و شاهد انکسار و بخارشدگی جامعه، امر اجتماعی، توده، قدرت، مقاومت و امر سیاسی هستیم.