مفهوم ارزش ذاتی در سنت فکری لیبرالیسم: مطالعۀ موردی آیزایا برلین
نویسندگان
1 استاد علوم سیاسی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشآموختۀ دکتری علوم سیاسی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jpq.2025.271263.1007352چکیده
در دنیای سیاست، اگر انتقادها، دشمنیها و حتی جنگافروزیها دارای توجیه اخلاقی باشند، بهتر از هر روش دیگری میتوانند افکار عمومی را همراه کنند. سیاستمداران و فرماندهان مکار میدانند که ایجاد حس برتری اخلاقی و ایستادن در سمت درست تاریخ، میتواند زیردستان را قادر به انجام هر کاری و پیروی از هر دستوری کند. کافی است فرد به این باور برسد که ارزشهای گروه او ذاتاً و توسط عموم مردم در طول تاریخ ارزشمند بودهاند و/یا ارزشهای گروه مقابل ابزاری و مختص همان گروه هستند. لیبرالها از جمله گروههایی هستند که بیشتر در خطر مفروض گرفتن پرهیزکاری خود هستند. حتی فلاسفۀ برجستۀ آنها همانند آیزایا برلین، که افکار کثرتگرایانۀ او بهطور ویژه مورد مطالعة این مقاله است، بهاشتباه عقیده دارند که ارزشی همچون آزادی هم عام است، هم ذاتی، بنابراین اگر گروهی این ارزشها را در صدر هرم ارزشهای خود قرار نداده است، غیرمتمدن است. این مقاله در چارچوب سنت فرااخلاق و با استفاده از استدلال استنتاجی، به بررسی صحت ادعاهایی میپردازد که بهخصوص به ذاتی بودن برخی ارزشهای لیبرال استناد میکنند. طبق تعریف دقیقتر جی ای مور از ارزشهای ذاتی، نوع و درجۀ ارزشمندی ارزشها در تمام شرایط باید یکسان باشد. این در حالی است که ارزشمندی برخی ارزشها نظیر آزادی (چه آزادی مثبت و چه آزادی منفی) که توسط برلین و همقطارانش ذاتی تلقی و دستمایهای برای حملۀ کلامی و فیزیکی به غیرلیبرالها میشود، همواره در نوسان است بسته به اینکه چه کسی برای انجام چه کاری بر روی چه کسی از آن استفاده میکند.