دسته‌بندی نسبت علم و دین بر مبنای طیفی از هم‌خوانی تا ناهم‌خوانی نمونه‌ها

نویسندگان

1 گروه فلسفه دین، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران

doi
10.30465/ps.2025.51052.1762
چکیده

مسئله نسبت علم و دین از مهم‌ترین چالش‌های معرفتی معاصر است. این پژوهش با رویکردی نو به دسته‌بندی مصادیق رابطه‌ی علم و دین بر مبنای میزان هم‌خوانی و ناهم‌خوانی آن‌ها می‌پردازد. روش پژوهش مبتنی بر مطالعه و تحلیل موردی نمونه‌های عینی در طول هفت سال (1395-1403) در قالب مباحثات بین‌رشته‌ای با دانشجویان تحصیلات تکمیلی در رشته‌های علوم پایه و فلسفه است. نشان داده‌ایم روابط علم و دین را می‌توان در سه دسته‌ی اصلی قرار داد: «هم‌خوانی» (مانند شواهد آغازمندی جهان و تنظیم ظریف کیهانی)، «بی‌تفاوتی» (که اکثریت موارد را شامل می‌شود)، و «ناهم‌خوانی» که خود به دو زیرگروه تقسیم می‌شود: ناهم‌خوانی‌های حل‌وفصل‌پذیر (مانند برخی تفسیرهای تکاملی) و ناهم‌خوانی‌های بحران‌زا (مانند تفاسیر فیزیکالیستی افراطی-نئوداروینیستی). در نتیجه با بهره‌گیری از استعاره‌ی موسیقایی، نشان داده‌ایم هر سه نوع رابطه کارکرد خاص خود را دارند و حتی موارد ناهم‌خوان می‌توانند محرک پیشرفت علمی و بازاندیشی معرفتی باشند و مطلوب است به جای اتخاذ مواضع بر مبنای منطق دوارزشی (درست/غلط)، از منطقی فازی با طیفی گسترده از هم‌خوانی تا ناهم‌خوانی استفاده کنیم.