تلمیحات و اشارات قرآنی در مناجات ها و اشعار توحیدی ابن حسام خوسفی
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی بیرجند
2 دانشگاه آزاد اسلامی بیرجند
3 دانشگاه آزاداسلامی بیرجند
doi
10.22077/jcrl.2025.8688.1183چکیده
در میان آرایه های لفظی و معنوی و صورتهای خیالانگیز، تلمیح یکی از مهمترین ابزاری است که شاعران به کمک آن، منظور، باورها و اندیشههایشان را در زمانی سریع به مخاطبان منتقل مینمایند و به همین دلیل است که با دقّت نظر در تلمیحات مورد استفاده در آثار شاعران، تا حدّ زیادی میتوان در جهت شناسایی اندیشهها و اعتقادات آنان قدم برداشت و به آبشخورهای فکری آنان نزدیک شد. بعد از ظهور اسلام، تلمیحات به مفاهیم دینی، به تدریج در آثار شاعران، ورود پیدا کردند و علاوه بر افزودن غنای محتوایی و مضمونی به آثار، نقش مهمی در ترویج باورهای مذهبی به عهده گرفتند. با تکیه بر واکاویهای علمی با روش پژوهش توصیفیتحلیلی، میتوان گفت کاربرد تلمیحات به مفاهیم مذهبی و قرآنی در دیوان ابنحسامخوسفی؛ شاعر شیعی قرن نهم، در بسیاری از موارد از سطحِ سطحینگری و ظاهربینی به عمق مفاهیم قرآنی راهیافته و در دل و جان شاعر نفوذ پیدا کرده است. شاعر گاه چنان در زوایای پنهان و چندلایه مفاهیم قرآنی، واژهپردازی میکند که شاید عوام، به سادگی به عمق تسلّط شاعر بر این مفاهیم دست نیابند و رسیدن به دُرّ معنا و مفهوم موردِ نظر شاعر جز برای غواصی آشنا و متبحّر که دل به عمق بحرِ معانیزدن بلد باشد میسّر نگردد. نگارنده به واسطه فعالیتی مختصر در زمینه حفظ قرآن معتقد است که در اشعار ابنحسام به ویژه قصاید توحیدی و مناجاتی آن، میتوان ارتباطی مستقیم و نزدیک با آیات نورانی قرآن کریم را در قالب تلمیح و اشاره به ویژه در لایههای پنهان، مشاهده کرد.