توسعه میانافزا با رویکرد رشد هوشمند شهری (بافت مرکزی و فرسوده شهر کرمانشاه)
نویسندگان
1 استادیار گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران
2 کارشناس ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران
doi
10.22034/jgeoq.2021.198464چکیده
رشد هوشمند شهر به عنوان یکی از دیدگاههای نوین توسعه پایدار شهری؛ در دهه 1990 و در ادامه مباحث شهری که از دهه-های 70 و80 میلادی شکل گرفته بود؛ مطرح شد. این دیدگاه با هدف دستیابی به شکل پایداری از کالبد شهر؛ ضمن توجه به پیرامون شهرها، سیاست توسعه درونی شهر و دستیابی به شکل فشردهتر شهری را پایه نظری خود قرار داده است. هدف از این پژوهش بکارگیری رویکرد رشد هوشمند در توسعه شهر کرمانشاه و الگوی توسعه درونزا (میان افزا) در بافت مرکزی شهر کرمانشاه است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است که با استفاده از توسعه میان افزای بافت فرسوده مرکزی شهر کرمانشاه به ظرفیتپذیری و بهرهوری زمین شهری در آن با استفاده از مدل FAHP پرداخته که دادههای مربوط نشان میدهد در صورت هدایت توسعه آتی به سمت ظرفیتهای درونی شهر؛ اراضی براون فیلد (زمینهای قهوهای یا زمینهای بلااستفاده شهر) مشتمل بر اراضی بایر و بافت های ناکارآمد شهری با مساحت 285 هکتار از کل مساحت بافت (150 هکتار 52.63 درصد) دارای ظرفیت توسعه خیلی بالا، 64 هکتار یعنی 22.46 درصد دارای ظرفیت توسعه بالا، 37 هکتار یعنی 12.98 درصد دارای ظرفیت توسعه متوسط، 26 هکتار یعنی 9.12 درصد دارای ظرفیت توسعه پایین و 8 هکتار یعنی 2.81 درصد دارای ظرفیت توسعه خیلی پایین در جهت سنجش توسعه میان افزا و بهرهوری زمین در بافت مرکزی شهر کرمانشاه وجود داشته است. نتایج پژوهش رویکرد رشد هوشمند و توسعه میان افزا در شهر کرمانشاه را نسبت به توسعه افقی شهری ارجحتر دانسته اند.