تخریب خلاق، نقش دولت و فرجام بخش خصوصی در دهه 1340ش

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 دکترای علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22059/jpq.2025.382352.1008211
چکیده

نقش دولت در توسعۀ اقتصادی و صنعتی‌سازی ایران، به‌ویژه در دورۀ پهلوی دوم، موضوعی مهم و مورد اختلاف‌نظر است. این مقاله با استفاده از چارچوب نظری پیتر اوانز از مکتب نهادگرایی، چهار نقش دولت در فرایند توسعه را بررسی می‌کند: متولی، متصدی، قابلگی و پرورشگری. در اواخر دهۀ ۱۳۳۰، با تأسیس وزارت اقتصاد و حضور علینقی عالیخانی، دولت نقش قابلگی و پرورشگری را در حمایت از بخش خصوصی ایفا کرد. در دهۀ ۱۳۴۰، اقتصاد رشد چشمگیری داشت و بخش خصوصی تقویت شد. با این حال، افزایش درآمدهای نفتی در دهۀ ۱۳۵۰ سبب شد دولت از حمایت بخش خصوصی دست بردارد و خود به تصدی‌گری در صنعت بپردازد. این تغییر رویکرد، نگرانی‌هایی دربارۀ شکل‌گیری فئودالیسم صنعتی و کاهش نقش بخش خصوصی ایجاد کرد. در نتیجه، سیاست‌های دولت در این دوره به ایجاد تنش‌هایی میان بخش دولتی و خصوصی منجر شد و تأثیرات بلندمدتی بر ساختار اقتصادی ایران گذاشت. روش پژوهش تحلیلی-توصیفی با استفاده از چارچوب نظری نهادگرایی و دیدگاه‌های پیتر اوانز استفاده شده است.