از تقارن در چهره تا تقارن در مدلهای علمی: تبینی تکاملی-شناختی از اهمیت زیبایی و تقارن در علم
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه هنر، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 استادیار گروه فلسفه، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.30465/ps.2024.48489.1714چکیده
با اینکه دانشمندان زیادی از نقش والای زیبایی و تقارن در علم سخن گفتهاند فیلسوفان علم تقریبا جایی برای زیباشناسی در علم قائل نبودهاند. در سالهای اخیر شاهد توجه برخی فیلسوفان علم به نقش زیبایی و تقارن در علم بودهایم. در نوشتهی حاضر ضمن اشاره به برخی از سخنان بزرگان علم دربارهی جایگاه زیبایی و تقارن در علم خواهیم دید که برخی آن را ملاکی بر صدق دانستهاند و برخی خیر. پرسشی که این مقاله به آن میپردازد این است که اصلاً علت روانشناختی توجه به زیبایی و تقارن در علم چیست. خواهیم دید که تشخیص تقارن در چهره نوعی سازگاری تکاملی است و محصول فرعی این توجه به تقارن آن است که در حیطههایی خارج از دامنهی سازگاری نیز این گرایش گسترش یافته است. سپس نشان داده میشود که در نقاشیهای چهره، هنرمند به نحوی از انحاء از ملاکهای زیستی زیبایی چهره گذر میکند. بنابراین امکان گذر از سطح زیستی وجود دارد. دعوی آخر مقاله آن است که هرچند جستوجوی زیبایی و تقارن انگیزهای برای کار علمی است اما ممکن است مانعی در رسیدن به صدق باشد. و اگر هنرمندان موفق به گذار از آن چه زیستشناسی ذهنشان به آنها دیکته میکند شدهاند دانشمندان نیز میتوانند چنین کنند.