بحران اجتماعی و سیاست تکثر؛ کثرت گرایی به منزله بحران در ذهنیت ایرانی (دوره محمد شاهی)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، علوم سیاسی، دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

2 استادیار، علوم سیاسی، دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

doi
10.22059/jpq.2025.390641.1008301
چکیده

دورۀ محمدشاهی و تکثرگرایی حاکم بر آن از دو حیث دارای اهمیت است: ۱. گذار از اقدامات تجددطلبانۀ محدود و پراکنده و نهادینه کردن آنها در قالب الگویی از حکمرانی در گسست با سنت حکومتداری سنتی؛ ۲. گسست از سنت فقه شیعی. سؤال اصلی پژوهش این است که علل ناتوانی گفتمان تکثرگرایی در یافتن موقعیتی هژمونیک و در نهایت، تلقی آن به‌عنوان بحران در ذهنیت ایرانی چه بوده‌اند. فرضیۀ پژوهش این است که شکست گفتمان تکثرگرایی در معنادهی به دال‌هایی چون دین و سیاست، «خود» و «دیگری»، حقوق اقلیت‌ها و... در برابر گفتمان دینی سنتی چنین امری را موجب شده است. نتایج پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه‌ای برای جمع‌آوری داده‌ها و روش تحلیل گفتمان لاکلائو و موفه به‌عنوان روش پژوهش، نشان می‌دهد که در فضای تخاصم گفتمانی فوق، تناقض معنایی دال‌های گفتمان تکثرگرایی با مبانی ذهنیت ایرانی در کنار نارسایی‌هایی چون حضور دال‌های آشکارا ضددینی، فقدان برخورداری از مبنای منسجمی در نظام معنادهی خود، فقدان درکی جامع از سیاست خارجی و البته نفوذ گفتمان ناسیونالیسم اسلامی، سبب تلقی آن به‌مثابۀ بحران شد.