بررسی وضعیت تولیدات علمی و هم رخدادی واژگان حوزه فلسفه بر اساس مقالات نمایه شده در پایگاه وب آو ساینس

نویسندگان

1 استادیار، گروه علم اطلاعات و دانش‌شناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید باهنر، کرمان.

2 استادیار گروه علم اطلاعات و دانش‌شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه یزد،

3 دکترای علم اطلاعات و دانش‌شناسی، کارشناس اداره کل کتاب‌خانه‌های عمومی استان یزد، یزد،

doi
10.30465/ps.2023.45262.1672
چکیده

فلسفه هنر و علم تفکر و کسب بینش در مورد جهان و چیستی‌ها است. شناسایی زمینه‌های پژوهشی و محدوده موضوعات آن مهم به نظر می‌رسد، این پژوهش با هدف رسیدن به درک جامعی از روند و ساختار موضوعی مقالات حوزه فلسفه انجام شده است. پژوهش حاضر توصیفی با رویکرد علم‌سنجی که به تحلیل محتوای متون با استفاده از هم‌رخدادی واژگان و تحلیل شبکه‌های اجتماعی پرداخته است. جامعه پژوهش حاضر شامل مقالات حوزه فلسفه است که در پایگاه وب آو ساینس برای بازه 5 ساله 2017-2021 در نمایه استنادی هنر و علوم انسانی منتشر شده است، نهایتا 4829 مقاله به منظور ترسیم جامعی از ساختار فکری دانش در حوزه فلسفه انتخاب شد. برای تحلیل داده‌ها و ترسیم نقشه علمی از بستهR bibliometrix بهره گرفته شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان داد بیشترین افزایش در مدارک منتشر شده در 3 سال گذشته رخ داده است، فیشر (Fischer) پرکارترین نویسنده در سال‌های اخیر بوده‌است. کشورهای آمریکا و انگلستان دو کشور برتر به لحاظ دریافت استنادهای حوزه علمی فلسفه هستند. برجسته ترین سازمانINST philosophy است. «کانت» و «فلسفه تجربی» بیشترین فراوانی را در بین سایر کلیدواژه‌ها داشتند. پژوهش‌های حوزه فلسفه به چهار خوشه تقسیم شده؛ خوشه‌های «مکاتب و نحله‌های فکری فلسفی» و «عمل‌گرایی» به عنوان خوشه با تراکم بالا و توسعه یافته شناخته شدند و خوشه‌های «فلسفه تجربی» و «فلسفه» خوشه‌های محوری اما توسعه نیافته بودند. با توجه به یافته‌ها و فراوانی بالای کلیدواژه کانت و روابط این کلیدواژه با دیگر کلیدواژه‌ها می‌توان به این نکته پی برد که آراء و نظریات کانت همچنان مورد توجه و وزنه سنگینی در مباحث فلسفی است. همچنین با توجه به خوشه‌های مستخرج، مشاهده شد که این پژوهش‌ها از تنوع بالایی برخوردار نیستند و مباحث مغفول مانده فلسفی بسیاری به نظر می‌رسد، هنوز وجود دارد.با تحلیل موضوعات مربوط به مدارک حوزه فلسفه، پیشرفت‌های علمی و روندهای همکاری علمی این حوزه برجسته می‌شود و این می‌تواند به سیاست گذاران و محققان کمک کند تا علاوه بر درک وضعیت فعلی تحقیقات فلسفی نسبت به پیش‌بینی و شناخت آینده نیز گام‌هایی بردارند.