ارزیابی و تحلیل کمی راهبردهای مقابله با بیابانزایی با رویکردهای تصمیمگیری چندگانه در محیط فازی
نویسندگان
1 گروه احیای مناطق خشک و کوهستانی، دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 گروه محیط زیست، دانشکده کشاورزی، دانشگاه آزاد اسالمی واحد تاکستان، تاکستان، ایران
doi
10.22034/iwm.2022.556144.1035چکیده
بیابانزایی یک رویداد مخاطرهآمیز بلایای طبیعی است که در عین وسعت تخریب، گوناگونی اثرات و پیچیدگی فرایند، با شاخصهای کیفی و غیرقطعی نیز سروکار دارد و از رفتار سیستمهای فازی تبعیت میکند. بنابراین در ارزیابی راهبردهای مقابله با بیابانزایی به منظور دستیابی به راهبردهای ارجح و بهینه، استفاده از روشهای تصمیمگیری چند معیاره فازی ضروری به نظر میرسد. از این رو این پژوهش با هدف تعیین اولویت راهبردهای مقابله با بیابانزایی با استفاده از مدلهای تحلیلی سلسله مراتبی در محیط فازی و به صورت موردی در دشت یزد- خضرآباد طی سالهای 1400-1399 به انجام رسید. به منظور دستیابی به این هدف، ابتدا از روش دلفی فازی و در چارچوب روش تصمیم-گیری چند معیاره، ماتریس تصمیمگیری فازی حاصل شد و سپس با استفاده از نرمافزار Expert Choice و از طریق مدل ELECTRE اولویت اولیه راهبردها به دست آمد و در ادامه به منظور برآورد اولویت نهایی راهبردها از روش TOPSIS استفاده شد و در نهایت نتایج حاصله با استفاده از نمودار GAIA در محیط نرمافزار Visual PROMETHEE مورد تحلیل قرار گرفت. بر مبنای نتایج حاصل شده از فرایند تحقیق، راهبرد " تعدیل در برداشت از منابع آب زیرزمینی" (A31) با نسبت نزدیکی 59/56 درصد به عنوان مهمترین راهبرد در کنترل و کاهش اثرات بیابانزایی و احیاء اراضی تخریب یافته ارزیابی شد. تحلیلهای صورت گرفته در محیط نرمافزار Visual PROMETHEEنیز نتایج حاصله از رتبهبندی را مورد تأیید قرار داد به صورتی که راهبرد A31 با جریان نارتبهای خالص 3635/0Phi=، همچنان ارجحترین راهبرد ارزیابی شد و ترتیب راهبردهای کنترل چرای دام (20A)، تغییر الگوی آبیاری (33A)، احیاء پوشش گیاهی (23A) و تغییر کاربری اراضی (18A) نیز همانند قبل باقی ماند⸵ بنابراین پیشنهاد میگردد که در طرحهای کنترل و کاهش اثرات بیابانزایی، نتایج به دست آمده مورد توجه قرار گیرد.