توسعة نامتوازن و آیندة تحولات سیاسی در عربستان سعودی (مطالعة تطبیقی ایران عصر پهلوی دوم و دولت ملک سلمان)
نویسندگان
1 استادیار، روابط بینالملل، دانشکدة مطالعات جهان، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استادیار، روابط بینالملل، دانشگاه بینالمللی اهل بیت، تهران، ایران
doi
10.22059/jpq.2025.388793.1008278چکیده
هدف از این مقاله بررسی وجوه اشتراک و افتراق تجربۀ توسعۀ شتابان در عربستان سعودی و ایرانِ پیش از انقلاب اسلامی است. خوانشهایی که دولت ملک سلمان و مدیریت توسعهمحورِ محمد بن سلمان را با رویکردهای دولت دوم پهلوی در همان زمینه مقایسه میکند، در فضای نخبگیِ ایران و نیز عربستان رواج یافته و موجب طرح پرسشهایی جدی شده است. روی کار آمدن محمد بن سلمان نقطة عطفی در مسیر حرکت سیاست، اقتصاد و روندهای اجتماعی در آن کشور است. در یک نگاه مقایسهای به تاریخ تحولاتِ ایران پیش از انقلاب اسلامی، حداقل در سطح کلان شاهد روندهای مشابهی هستیم؛ روندهایی که در نهایت به سقوط دولت پهلوی انجامید. پرسش اصلی مقاله بر مهمترین وجوه اشتراک دو ساختار سیاسی از منظر نگاه به توسعه و شیوۀ اجرای آن متمرکز است: وجوه تشابه دو تجربۀ توسعهگرایی در عربستان امروز از یک سو و تجربۀ دوران پهلوی دوم در ایران از سوی دیگر چیست. برای پاسخ و تبیین میزان اشتراک دو ساختار مورد بررسی، دست به بررسی ابعاد مشترک اقتصادی، سیاسی و اجتماعی آن دو زده و در یک رویکرد مقایسهای میان دولت ملک سلمان به رهبری محمد بن سلمان با دورة پهلوی دوم در ایران به مشابهتهای شایان توجهی در روندهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی رسیدیم که میتوان آن را در «توسعۀ نامتوازن» خلاصه کرد. پرسش آیندهپژوهانة متفرّع از این پژوهش آن است که خروجی توسعۀ نامتوازنی که در ایران از عوامل سقوط شاه قلمداد میشود، در عربستان به چه صورت بروز خواهد کرد.