تحول در نظم جهانی و استراتژیهای قدرتهای میانه: تأملی در سیاست خارجی نوین عربستان سعودی
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد روابط بین الملل دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
2 استادیار، دانشکده حقوق و علوم سیاسی ، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
doi
10.22059/jpq.2025.383273.1008220چکیده
پدیدار شدن نشانههای تحول در افق نظم جهانی، همزمان که عدمقطعیت ذاتی روابط بینالملل و نگرانیهای حاصل از آن را تشدید میکند، برای تمامی دولتها بویژه قدرتهای میانه، نویدبخش فرصتهای بیشماری نیز است. رهبران قدرتهای میانه در دوران گذار نظام بینالملل، طیفی از انتخابها را پیشرو دارند. انتخاب هریک از استراتژیهای موجود، بدان وابسته است که رهبران این دولتها چه برداشتی از سرشت حقیقی تحولات جهانی دارند و اینکه چه منافعی را در اولویت قرار میدهند. با در نظر داشت پیامدهای سترگ انتخاب هر یک از این استراتژیها برای منافع ملی و اثرگذاری انکارناپذیر آنها بر تمامی شئون حیات سیاسی دولتها، این مقاله بر آن است تا فهم این پرسش را بیدار کند که در هنگامه تحول در نظم جهانی، قدرتهای میانه چه انتخابهایی پیشرو دارند و در این بین بهترین استراتژی کدام است؟ با بررسی انواع استراتژیهای موازنه قدرت، موازنه تهدید، موازنه نرم، احاله مسئولیت، دنبالهروی و هجینگ استراتژی، نویسنده بر این باور است که برای رفع عدمقطعیت حاصل از تحول در نظم جهانی و همچنین افق زمانی رهبران قدرتهای میانه برای بهرهمندی از منافع حاصل از این تحول، به نظر میرسد هجینگ بتواند استراتژی مطلوبی برای این کشورها باشد. این مقاله سیاست خارجی نوین عربستان سعودی را در مقام شاهدی برای این استدلال مطالعه میکند.