نقش سیاستآفرینان در فرایند سیاستگذاری؛ بررسی تقابل عوامل فردی و ساختاری
نویسندگان
1 استادیار سیاستگذاری عمومی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22059/jpq.2024.384373.1008231چکیده
«سیاستآفرینی» یکی از مفاهیمی است که توسط پژوهشگران مختلف برای توصیف نقش و اثرگذاری برخی افراد در فرایند سیاستگذاری استفاده میشود. سیاستآفرینان افرادی هستند که «زمان، انرژی، شهرت و گاهی اوقات پول» را برای توسعه راهحل ترجیحی خود برای یک مسئله سیاستی در فرایند سیاستگذاری اختصاص میدهند. در پارهای اوقات، سیاستآفرینان در تأثیرگذاری بر فرایند سیاستگذاری موفقاند یا با شکست روبهرو میشوند که دلایل این امر از منظرهای مختلف قابل بررسی است. پژوهش حاضر با تمرکز بر ادبیات این حوزه به بررسی نقش مؤلفههای فردی مانند راهبردها و ابزارهای مورد استفاده سیاستآفرینان در تأثیرگذاری بر فرایند سیاستگذاری میپردازد و عوامل ساختاری دخیل در تأثیرگذاری آنها را نیز از منظر نظریههای مختلف سیاست عمومی بررسی میکند. یافتههای پژوهش نشان میدهد راهبردهای مورد استفادۀ سیاستآفرینان مانند استفاده از شواهد علمی بهمنظور متقاعدسازی، داستانسرایی، شبکهسازی، ایجاد ائتلافهای سیاستی/ تغییرات نهادی و دستکاری سیاسی نقش مهمی بر تأثیرگذاری آنها بر فرایند سیاستگذاری دارد. همچنین هر کدام از چارچوبهای سیاستی بر بعد خاصی از این مفهوم تمرکز کرده و نقش سطوح ساختاری و زمینههای محیطی را در نقشآفرینی سیاستآفرینان، متفاوت ارزیابی میکنند. بیشتر پژوهشها بهطور چشمگیری بر قدرت سیاستآفرینان و در عین حال بر کماهمیت جلوه دادن عوامل ساختاری در شکل دادن به اقدامات آنها تأکید میکنند. در نهایت باید گفت که از بین نظریان مختلف سیاست عمومی، سه چارچوب جریان چندگانۀ کینگدان، ائتلاف حامی و روایتهای سیاستی، بیش از نظریات دیگر بر این حوزه متمرکز شدهاند و عوامل متفاوتی را در این زمینه مؤثر میدانند.