الگوی برساخت اندیشه و کنش مزدکیان در پارادایمهای «شاه-رعیت» و «شهروند- دولت»
نویسندگان
1 استادیار علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
2 دانشجوی دکتری، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی، مشهد، مشهد، ایران.
doi
10.22059/jpq.2024.379024.1008193چکیده
یکی از جنبشهایی برابریجویانه در تاریخ ایران جنبش انقلابی مزدک نام دارد. این جنبش به رهبری مزدکنامی در دوره حکمرانی قباد از پادشاهان ساسانی بهوقوع پیوسته است. در خصوص نوع نگاه به این جنبش، دو روایت متعارض شامل؛ تقبیح و لعن جنبش مزدک از یک طرف و احترام و تحسین جنبش او از طرف دیگر ارائه شده است، مدعای مقاله در پاسخ به چرایی این روایتها، بر وجود پارادایمهای متفاوت بهعنوان دلیل این تعارض اشاره میکند. ازاینرو این پژوهش در پی آن است که با استفاده از روش تفسیری، با واکاوی پارادایمهای حاکم بر هر کدام از این روایات، برداشتهای متعارض از این جنبش را قابل فهم سازد. نتایج حکایت از این دارد بر روایتی که به تقبیح و نفرین جنبش مزدک میپردازند، پارادایم نظری «شاه-رعیت» با فرض مشروعیت سیستم پادشاهی و نظام کاستی و طبیعی بودن جایگاه منفعل مردم در مقابل نظام سیاسی، حاکم است و پارادایم «شهروندی- دولت» که در آن مردم از حقوق کاملی برای اعتراض، مشارکت و بیان خواستههایشان حتی به شکل براندازانه در مقابل دولت برخوردارند، عامل احترام و تحسین جنبش مزدک بهشمار میرود.