نئوپریبندالیسم و معمای توسعه: درآمدی نظری بر اقتصاد سیاسی تعلیق توسعه در ایران
نویسندگان
1 دانشآموخته دکترای، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jpq.2021.317868.1007732چکیده
درحالیکه پرسش از نحوه و امکان توسعه در ایران همچنان یکی از اصلیترین مسائلی است که اذهان محققان حوزههای مختلف علوم سیاسی و اجتماعی را در ایران به خود مشغول کرده، یافتن پاسخی مناسب هنوز محقق نشده است. این مقاله کوششی برای فهم مسئله توسعهنیافتگی در ایران پس از انقلاب از چشمانداز جدیدی است که تاکنون بدان پرداخته نشده است. نویسنده با الهام از ایده پریبندالیسم «ماکس وبر»، جامعهشناس آلمانی که در آثار «ریچارد جوزف» سیاستشناس آفریقایی-آمریکایی تداوم یافته است، نظریه نئوپریبندالیسم را برای فهم و توضیح دلایل توسعهنیافتگی ایران پیشنهاد میکند. نئوپریبندالیسم که به معنای تخصیص منابع عمومی به منافع خصوصی نخبگان سیاسی-اقتصادی است، شکل پیچیدهتر، مبسوط و پیشرفتهتر پریبندالیسم است که بهنظر میرسد در ایران به شکلی نظاممند، نهادینهشده و قانونی از طریق سازوکاری مبتنی بر سهگانه «بانکوکراسی»، «جامعه بازار غیررقابتی» و «حقوق غیراستحقاقی قانونیشده» عمل میکند. این سازوکار از شکلگیری دولت توسعهخواه جلوگیری میکند و به بازتولید تعلیق توسعه در ایران منجر میشود.