هویتاندیشان دینی و تصور از رابطه اسلام و ملیت در ایران معاصر
نویسندگان
1 استادیار، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jpq.2024.376026.1008176چکیده
در این مقاله کوشیدهایم تا نسبت «دین و ملیت» را که در زمره مهمترین مسائل هویت ایرانی و اسلامی است، مورد تأمل نظری قرار دهیم؛ بدیهی است که اهمیت این موضوع و ترسیم قلمرو و ماهیت دین و ملیت در پرتو گفتمان تجدد از طرفی و گفتمان سنتگرا- مذهبی جمهوری اسلامی از طرف دیگر دوچندان شده است. در چرایی گزینش هویتاندیشان این مقاله باور نویسنده آن بوده که کسانی مورد توجه قرار گیرند که در کلیت آثار آنها آشنایی مطلوبی با سنت اسلامی وجود داشته باشد و ازاینرو نامیدن آنها بهعنوان دینشناس خالی از اشکالی باشد و اگر ایدههای آنها را درباره ملیت به اعتباری روایت مذهب یا اسلام بدانیم، به خطا نرفتهایم. ایده اصلی (فرضیه) تحقیق این است که در بین هویتاندیشان دینی مواجهه یکسانی با مسئله ملیت و ملیگرایی وجود ندارد و گسترهای از مواضع از رد و انکار مطلق تا پذیرش اعتباری ملیت در عصر غیبت قابل شناسایی است. در ادامه نخست به تأملی در زمینه رابطه مذهب و ناسیونالیسم یا ملتباوری مدرن خواهیم پرداخت و سپس به رابطه اسلام و ملیت اشاره خواهیم کرد و در ادامه به تحلیلی از هویتاندیشان دینی چند دهه گذشته و روایت آنها در خصوص مسئله هویت ملی، مرز و نسبت اسلام و ملیت خواهیم پرداخت.