وفاق و اجماع در ایران: چالشها و راهکارها
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
2 دانشیار گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22059/jpq.2024.381917.1008207چکیده
یکی از مهمترین موضوعات مطرح در فضای سیاسی کنونی ایران بهعنوان یک جامعه چندفرهنگی موضوع وفاق و اجماع است. علاوه بر پیامد و نقش جهانی شدن، ویژگیهای فرهنگ سیاسی نیروهای اجتماعی و سیاسی در ایران همراه با حاکم بودن سیاست حذفی بر رفتار نخبگان سیاسی در ایران اهمیت موضوع را برای جامعه ایران بهدلیل چالشهای فراروی سیاستگذاری دوچندان کرده است. اجماع به معنای وفاداری به ارزشهای مشترک در میان افراد یک جامعه است. در هر جامعه اجماع در سه سطح مطرح است؛ اول میان مردم، دوم میان دولت و مردم و سوم میان نخبگان سیاسی حاکمیت. وفاق در جامعه کنونی ایران در هر سه سطح با چالش مواجه است. پرسش اصلی این پژوهش علل نبود اجماع در جامعه ایران در هر سه سطح است. فرضیه پژوهش مهمترین عامل را در فرهنگ سیاسی نخبگان، ماهیت نیروهای اجتماعی و سیاسی و پیچیدگی ساخت قدرت سیاسی در ایران میداند. روش پژوهش کیفی با هدف تبیین رابطه دو متغیر اجماع و نقش فرهنگ سیاسی در ایجاد چالشهای فراروی آن است. روش جمعآوری دادهها اسنادی با استفاده از ابزار کتابخانهای است. چارچوب نظری تلفیقی از دیدگاههای چلبی و بشیریه است؛ بدینمعنا ابتدا مفهوم وفاق و سطوح آن از دیدگاه چلبی توضیح و سپس با استناد به نظرهای آقای بشیریه مفهوم و راهکار وفاق در میان نخبگان سیاسی تشریح شده است. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که ماهیت ساخت قدرت همراه با فرهنگ سیاسی حاکم بر رفتار سیاسی نخبگان حاکمیتی و ویژگیهای نیروهای اجتماعی و سیاسی در ایران وفاق همگانی را با چالشهایی مواجه کرده است.