مفهوم صدق از دیدگاه ویتگنشتاین
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال
doi
10.22099/jrt.2013.1339چکیده
پرسش از صدق، به عنوان پرسش اصلی، راهنمایی برای ورود به اندیشههای ویتگنشتاین است.او میکوشد تا نشان دهد که زبان شناسی، معرفت شناسی، و هستی شناسی با یکدیگر سازگارند. اگرچه از دیدگاه او نمیتوان به ﭘرسشی وجود شناختی پاسخیمعرفت شناختی داد. و یا به عکس، گزارهای وجود شناختی نمیتواند پاسخی برای یک پرسش معرفت شناختی باشد، اما، نباید نتایج حاصل از حوزههای گوناگون با یکدیگر متناقض باشند. ویتگنشتاین اولیه به نظریه"مطابقت" در صدق معتقد است و ملاک آن را تجربه میداند. از دیدگاه او چون قضایای منطقی مطابقی ندارند، کاربرد نظریة یاد شده دربارة آنها قابل تصور نیست. او بر این باور است که منطقی بودن این قضایا به معنای سازوار بودن آنها با یکدیگر است که وصفی ضروری برای آنان به شمار میرود. ویتگنشناین دوم توجه خود را از امور واقعی به کاربرد معطوف میکند. در این جا نظریه مطابقت فرو میﭘاشد.صدق در چارچوب سیستمهای مفهومی خاص اشکال زندگی کاربرد و معنا دارد.