نقد آرای هیوم در"انکار مابعدالطبیعه"
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی دانشگاه رازی
doi
10.22099/jrt.2013.1340چکیده
ظاهراً هیوم اولین کسی است که مابعدالطبیعه را به گونهای مستدل انکارکرده است. روش وی در انکار مابعدالطبیعه بدین ترتیب است که ابتدا کلیه علوم را به دو قسم: "نسبت بین تصورات" (ریاضیات و منطق) و"امور واقع" (علوم تجربی) تقسیم میکند، سپس هرچه را در دایره این دو نگنجد، بی معنی اعلام مینماید. تلاش این مقاله بر آن است که آرای هیوم را در مقابله با مابعدالطبیعه تبیین کند، سپس نشان دهد که آن گونه که گمان میرود نظریة "منشأ تصورات" مبناییترین نظریه در فلسفة او نیست، بلکه "روند تشکیل علم" بر نظریة یاد شده و سایر نظریاتِ او تقدمیمبنایی دارد. پس از آن میکوشد تا نشان دهد که هیوم با توجه به اصالت تجربهای که آن را مبنای فلسفه خود قرارداده است، نمیتواند مابعدالطبیعه را انکار نماید؛ چرا که بر اساس مبانی مورد قبولِ خودش دچار تناقضِ غیرقابل حلی میشود که وی را وادار مینماید از انکار مابعدالطبیعه دست بردارد.