افقگشایی ابنخلدون برای گذار از تباهی مدنی و انحطاط جوامع اسلامی به مدینه فاضله
نویسندگان
1 استادیار، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jpq.2024.368549.1008140چکیده
سؤال از انحطاط بهویژه وقتی یک جامعه دورانی از رشد و تعالی را در چند قرن سپری کرده و تمدنی زنده و پویا به ارمغان آورده و سپس از اوج به حضیض رسیده باشد، همواره اذهان اندیشمندان را به خود مشغول میسازد؛ ابنخلدون اندیشمندی است که در دوران انحطاط جامعه اسلامی در قرن هشتم، در پی آسیبشناسی از این انحطاط است و بهعنوان جستوجوگری مسئلهیاب درصدد ارائه راهکاری برای افقگشایی به سمت مدینه فاضله اسلامی است. ابنخلدون با نگاه ارگانیکی به جامعه، آفات و آسیبهای یک جامعه را بررسی و با طرح سیاست عقلی و شرعی، پایداری دولت با وجود عصبیت دینی را تئوریزه میکند؛ این مقاله کنکاشی در تبیین طرح ابنخلدون برای گذار از انحطاط بهسوی مدینه فاضله اسلامی و در پی پاسخگویی به این پرسش است که عوامل انحطاط جوامع اسلامی و حرکت به سمت مدینه فاضله اسلامی کدام است؟ روش تحقیق، تحلیل متنی بر اساس چارچوب نظری اسپریگنز است و فرضیه این مقاله این است که از منظر ابنخلدون توجه توأمان به سیاست شرعی و عقلی راه گذار از انحطاط و رسیدن به مدینه فاضله اسلامی است. یافتههای این پژوهش نشان میدهد در شرایط امروز که اندیشه سکولاریسم در شیوه حکمرانی گفتمان غالب در اذهان بسیاری شده است، میتوان با استناد به دیدگاههای اندیشمندی شناختهشده برای جامعه غرب مجدداً گفتمان پیوند دین و سیاست را در قالب طرح توأمان سیاست شرعی و عقلی برای دستیابی به شیوه حکمرانی مطلوب مبنای اندیشهورزی قرار داد و در شرایط پستمدرنیته نگاهی نو به جایگاه دین در شیوه اداره جامعه و حکمرانی فرا راه نظریهپردازیهای جدید قرار داد.