نقش میانجیگرانه تعارضکار- خانواده و وفاداری سازمانی در رابطه معنویت کار و سرمایه روانشناختی با دلبستگیکاری
نویسندگان
1 گروه روانشناسی و مشاوره، دانشگاه فرهنگیان
2 استادیار گروه روانشناسی و مشاوره، پردیس نسیبه، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
3 کارشناسی ارشد مشاوره خانواده، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، تهران، ایران.
4 دانش آموخته کارشناسی ارشد مشاوره خانواده، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، تهران، ایران.
doi
10.48308/jcoc.2022.103042چکیده
هدف: دلبستگیکاری یکی از مهمترین متغیرهای شغلی است که به نوعی عامل اساسی در زندگی کارکنان است. پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش واسطهای تعارضکار- خانواده و وفاداری سازمانی در رابطه با معنویت کار و سرمایه روانشناختی با دلبستگیکاری انجام شد. روش: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه نیروهای عملیاتی مرد شاغل در اورژانس شهر تهران در سال 1400 بود. از این جامعه تعداد 250 نفر با استفاده از روش نمونه برداری تصادفی خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامه وفاداری کارکنان به سازمان (لیندگرین، 2004)، پرسشنامه معنویت در محیط کار (میلمان و همکاران، 2003)، پرسشنامه دلبستگیکاری (شوفلی و سینگلا، 2002)، پرسشنامه سرمایه روانشناختی (لوتانز و همکاران ، 2007) و پرسشنامه تعارض کار- خانواده (نت مایر و همکاران ، 1996) گردآوری شد. سپس داده ها به روشهای همبستگی پیرسون و مدلیابی معادلات به کمک نر افزارهای SPSSV22 و LISREL V8.80مورد آزمون قرار گرفتند. یافتهها: نتایج نشان داد اثر مستقیم معنویتکاری و سرمایه روانشناختی بر دلبستگیکاری مثبت و معنادار بود. همچنین، اثر غیرمستقیم معنویت کاری و سرمایههای روانشناختی بر دلبستگیکاری معنادار بودند. در مجموع مجذور همبستگی چندگانه برای دلبستگیکاری (43/0) و برای متغیرهای وفاداری سازمانی و تعارضکار- خانواده به ترتیب (26/0) و (20/0) میباشد. نتیجهگیری: بنابراین، میتوان چنین نتیجه گیری نمود که، معنویت کار و سرمایه رونشناختی از طریق وفاداری سازمانی و کاهش تعارضکار- خانواده موجب افزایش دلبستگیکاری در کارکنان بخش اورژانس می شود.