واقع گرایی چشم اندازی تلر به عنوان نوعی از واقع گرایی ساختاری موجهاتی لیدیمن

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفۀ علم دانشگاه صنعتی شریف

doi
10.30465/ps.2021.33184.1465
چکیده

تِلر استدلال کرده است که در جهان پیچیدۀ ما، به علت آن‌که اشیاء واجد ویژگی هستند که من آن را «شبح‌گونگی» می‌نامم، به‌کارگیری ‌‌‌معناشناسی ارجاعی استاندارد تنها در شرایط‌ ایده‌آل‌سازی‌شده موفق خواهد بود، لذا واقع‌گرایی ارجاعی و نتیجتاً واقع‌گرایی علمی‌با شکست مواجه می‌شوند. او نتیجه می‌گیرد که تنها و بهترین جایگزین مناسبْ واقع‌گرایی چشم‌اندازی است. من استدلال خواهم کرد که نه تنها ‌‌‌معناشناسی استاندارد غیرموجهاتی، بلکه ‌‌‌معناشناسی استاندارد موجهاتی کریپکی نیز دچار‌ این معضل است؛ اما‌ این به معنی آن نیست که شبح‌گونگی را نمی‌توان یک ویژگی موجهاتی اشیاء تلقی کرد. استدلال خواهم کرد که نظریۀ همتا ‌‌‌معناشناسی مناسبی برای پرداختن به شبح‌گونگی در اختیار ما قرار می‌دهد و به‌خوبی روشن می‌سازد که چرا در اثر شبح‌گونگی ارجاع با شکست مواجه می‌شود. بدین‌ترتیب استدلال خواهم کرد که شبح‌گونگی یک ویژگی موجهاتی اشیاء است، که بهترین تعبیر در اختیار ما از آن این است که آن را یک ویژگی ساختاری تلقی کنیم. من موضع چشم‌انداز‌گرایانۀ تِلر را می‌پذیرم؛ اما استدلال خواهم کرد که واقع‌گرایی چشم‌اندازی مورد نظر او نوعی از واقع‌گرایی ساختاری موجهاتی است، از نوعی که لیدیمن مد نظر دارد.