سایه امنیت سیاسی بر عنصر انگیزه در جرائم تروریستی
نویسندگان
1 استادیار گروه حقوق جزا و جرم شناسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشآموخته کارشناسی ارشد، گروه حقوق جزا و جرمشناسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jpq.2024.355746.1008044چکیده
علم حقوق قادر به تبیین دلیل اختلافهای موجود و حلنشده برای تعریف تروریسم نیست. برای درک این اختلافها باید تروریسم را مسئلهای امنیتی در نظر گرفت که به ادبیات حقوقی راه یافته است. رویکردهای امنیتی متعددی وجود دارد که مبنا قرار دادن هر رویکرد موجب تعریف متفاوت از تروریسم میشود. به همین دلیل در این مقاله، بحث به چارچوب نظری مکتب کپنهاگ محدود شده است تا به این پرسش پاسخ داده شود که این رویکرد امنیتی، نگاه دولتها به مفهوم تروریسم و انگیزه رفتار در این جرم را چگونه تبیین میکند؟ فرضیه این نوشتار آن است که آسیبپذیری امنیتی خاص هر دولت، تأثیراتی مستقیم بر نگاه آن دولت به تهدید تروریسم دارد و بر اساس نوع دولت، انگیزه در تعریف تروریسم دخالت داده میشود. این مقاله برای آزمودن این فرض با رویکردی توصیفی-تحلیلی از چارچوب نظری ارائهشده توسط باری بوزان در خصوص آسیبپذیری دولتها استفاده کرده است تا ارتباط میان عنصر انگیزه در تعریفهای موجود از جرم تروریستی را با آسیبپذیریها و تهدیدها علیه ایده دولت نشان دهد. در این زمینه در این تحقیق به روش تحلیل محتوای کیفی مفهوم تروریسم در اسناد حقوقی برخی دولتها، برای نمونه تأثیر ضعف امنیتی واحد «ملت» و «ایدئولوژی سیاسی» بر تعریف تروریسم بررسی شده است. نتایج تحقیق نشان داد که در دولتهای ضعیف، در صورت امکان امنیتیسازی تروریسم، عنصر انگیزه، بهدلیل ضعف واحد ملت، علیه جداییطلبان مطرح میشود و در دولتهای قوی، بهدلیل تهدید ایدئولوژیهای رقیب، در صورت امنیتیسازی تروریسم، انگیزه متوجه ایدئولوژی سیاسی رقیب میشود.