بازبینی رویه‌های استخدامی و آموزشی با توجه به رابطه بین هویت سازمانی و وضوح خود-پنداره کارکنان (مورد مطالعه: مجتمع مس سرچشمه رفسنجان)

نویسندگان

1 ایران، تهران، دانشگاه خوارزمی، دانشکده روانشناسی/دانشجوی دکتری

2 استاد، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

3 دانشیار، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

doi
10.48308/jcoc.2022.103044
چکیده

هدف: گزینش، استخدام و آموزش صحیح کارکنان همواره بعنوان یک دغدغه سازمانی مطرح بوده است. در قدم اول، جهت دست­یابی به یک رویه کارآمد در این خصوص، لازم است تا عوامل تاثیرگذار بر رفتار کارکنان شناسایی شوند روش: بدین منظور، این پژوهش، که از حیث هدف کاربردی و از حیث روش توصیفی-همبستگی است، طراحی گردید. کارکنان رسمی مجتمع مس سرچشمه، که در زمان انجام پژوهش (1399) بالغ بر 5190 نفر بودند، بعنوان جامعه آماری، و 428 نفر از آنها، که با روش تصادفی طبقه­ای انتخاب شدند، بعنوان نمونه آماری انتخاب شدند. به ترتیب از پرسشنامه­های وضوح خود-پنداره کمبل و همکاران (1996) و پرسشنامه هویت سازمانی چنی (1983) جهت جمع­آوری داده­های وضوح خود-پنداره و هویت سازمانی استفاده شد. با استفاده از تکنیک مدل­سازی معادلات ساختاری و آنالیز واریانس یک طرفه، داده­های جمع­آوری شده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته­ها: بر اساس تحلیل داده­ها، با افزایش وضوح خود-پنداره کارکنان، هویت سازمانی آنها نیز افزایش می­یابد. همچنین، به نظر می­رسد هویت سازمانی و وضوح خود-پنداره یک رابطه متقابل با یکدیگر دارند. نتیجه­گیری: بر اساس نتایج بدست آمده ضروری است تا؛ سیاست­های جذب نیروی انسانی به گونه­ای تنظیم شوند تا در شرایط مساوی، افرادی جذب سازمان شوند که از وضوح خود-پنداره بالاتری برخوردار باشند. و، جهت بهبود هویت سازمانی افرادی که در حال حاضر در استخدام شرکت هستند، اجرای برنامه­ آموزشی، که بر اساس نتایج این تحقیق و در جهت بهبود وضوح خود-پنداره کارکنان تدوین شده است، در دستور کار شرکت قرار گیرد.