تحول انگارۀ خاک در ارتباط با مفهوم انسان در آرای عارفان مسلمان تا پایان قرن ششم هجری

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی‌ارشد جامعه‎شناسی مطالعات جوانان، دانشگاه علامه طباطبایی

2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تربیت مدرس

3 دانشجوی دکتری ادبیات عرفانی، دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.22059/jrm.2020.293803.630007
چکیده

مفهوم انسان و چیستی آن همواره از مهم‌ترین دغدغه‌های متفکران مسلمان بوده است. در این میان، حوزۀ معرفتی تصوف بر ارزش جایگاه هستی‌شناسانه انسان تأکید ویژه‌ای دارد. فضیلت انسان تا اواخر قرن پنجم منحصراً بر مبنای باطن یا بُعد روحانی او تعریف می‌شد. بااین‌حال، از قرن ششم، کالبد خاکی انسان کانون توجه صوفیان قرار می‎گیرد و به تبع آن تحول عمده‌ای در انگارۀ خاک حادث می‌شود. در ابتدا، هدف از برجسته‌سازی فضائل خاک، اثبات برتری انسان بر سایر مخلوقات بوده است. بااین‌حال، تولید مفاهیم جدیدی که بر اثبات فضیلت خاک متمرکز است، به پدیداری انگارۀ ثانویه‌ای از خاک منجر می‌شود که به واگرایی دو مفهوم انسان و خاک می‌انجامد و درنهایت، خاک را بر انسان تفضیل می‌دهد. پژوهش حاضر با رویکردی تاریخی و تحلیلی، دو نقطه عطف شاخص در تحول تاریخ انگارۀ خاک تبیین می‌کند.

کلیدواژه‌ها