کاربرد روش مغناطیسسنجی برای اکتشاف کانهزایی مس و طلا در محدوده اکتشافی پلیمتال باشماق هشترود
نویسندگان
1 دانشگاه صنعتی سهند
2 دانشگاه محقق اردبیلی
3 دانشگاه صنعتی سهند تبریز
doi
چکیده
اثرات مغناطیسی سنگها ناشی از ترکیب مغناطیس القایی و بازماند موجود در آنهاست که این اثرات موجب ایجاد آشفتگی در میدان مغناطیسی زمین در محل حضور آن سنگها میشود. بیهنجاریهای مغناطیسی یا در اثر فرایندهای آتشفشانی یا رسوبی اولیه و یا در اثر فرایندهای ثانویه مانند دگرسانیها ایجاد میشوند که هردوی این پدیدهها موجب تولید یا از بین رفتن کانیهای مغناطیسی در محیط میشوند. در اکتشاف کانسارها، فرایندهای ثانویه تاثیرگذار بر سنگها که در آن سنگ میزبان یا ذخیره کانهزایی مرتبط با سامانه گرمابی (هیدروترمال) باشند، از اهمیت خاصی برخوردارند. کاربرد روشهای اکتشافی زمینمحیطی در این مورد به صورت پیجویی سیگنال مغناطیسی مرتبط با خود ماده معدنی است و یا مرتبط با سنگهای باطله همراه کانهزایی که میتواند بهمنزله یک روش غیرمستقیم برای اکتشاف کانسارهای مد نظر مورد استفاده قرار گیرد. در این مطالعه نتایج حاصل از کاربرد روش مغناطیسسنجی برای اکتشاف کانسار مس و طلا در محدوده پلیمتال باشماق واقع در شهرستان هشترود استان آذربایجان شرقی مورد بررسی قرار گرفته است. با توجه به اینکه روش ژئوفیزیکی معمول برای اکتشاف کانسارهای مس، روش ژئوالکتریکی (قطبش القایی و مقاومتسنجی) میباشد، روش مغناطیسسنجی غالباً بهعنوان یک روش غیرمستقیم اکتشاف کانههای مذکور مطرح میشود. بعد از مطالعات زمینشناختی مقدماتی و تعیین محل رخنمونها و روند تقریبی کانهزایی، شبکه داده برداری شامل 31 خط دادهبرداری شرقی - غربی به فاصله 20 متر و فاصله نقاط 10 متر طراحی و اجرا شد. البته حین دادهبرداری فاصله نقاط اطراف محل مرتبط با کانهزایی گاه تا 2 متر نیز کاهش یافته است. درکل حدود 3000 نقطه دادهای برداشت شد. در مرحله پردازش، بعد از حذف اثر تغییرات روزانه، میدان صافیهای کاهش به قطب، حذف اثر روند مغناطیسی و ادامه فراسو برای تفسیر بر روی نقشه انجام گرفته است. در نتیجه این برداشتها، یک سیگنال منفی به طول تقریبی 700 متر با شدت کم و روند شمالغربی- جنوب شرقی منطبق بر شواهد و رخنمونهای کانهزایی مس - طلا به همراه چند سیگنال مثبت مرتبط با کانهزایی آهن (اولیژیست و مگنتیت) مشخص شد. با توجه به اینکه سیگنالهای مثبت و منفی ظاهرشده حالت دوقطبی نداشته و از هم مجزا هستند، از صافیهای مشتق افقی از جمله سیگنال تحلیلی استفاده نشد. باید توجه داشت آنچه بهعنوان سیگنال منفی در این نقشه ظاهر شده است نشاندهنده زون خردشده میزبان کانهزایی مس و طلاست و باید برای تکمیل عملیات اکتشاف، دادهبرداری به روش IP انجام یابد. در مرحله مدلسازی نیز با استفاده از خروجیهای نرمافزار ژئوسافت و با توجه به نتایج اعمال صافی ادامه فراسو، مدلی سهبُعدی از زون شکسته دربرگیرنده کانسار مس ارائه شده است. نتیجه قابل برداشت از این مطالعه این است که انجام مطالعات نسبتاً ارزان مغناطیسسنجی در محدودههای مس خصوصاً در کانهزاییهای مرتبط با شکستگیها، با ارائه تصویری از گسلها و شکستگیهای منطقه زمینه را برای بهکارگیری بهینه روشهای تکمیلی از جمله روش قطبش القایی فراهم میسازد.