ریشههای بحث از سوژه در ساختارگرایی تکوینی
نویسندگان
1 استادیار، مطالعات تاریخی انقلاب اسلامی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22059/jpq.2024.243621.1007157چکیده
هدف اصلی این مقاله تلاش برای فهم چگونگی حدود عاملیت سوژه در نظریه ساختارگرایی تکوینی است که در جامعهشناسی و نقد ادبی از سوی لوسین گلدمن مطرح شد و یکی از نظریههای کاربردی در این زمینه بهشمار میآید. مقاله با بهرهگیری از روش تحلیل متون در پی پاسخگویی به پرسش درباره نقش سوژه از حیث تأثیرگذاری یا تأثیرپذیری در نسبت با ساختار از دیدگاه ساختارگرایی تکوینی است. در فرضیه پژوهشی استدلال میشود که سوژه ساختارگرایی تکوینی، در قامت فاعل فرافردی با فاصله گرفتن تدریجی ناگزیر از عاملیت مطلق و تابعیت ساختاری غیرکنشمند، به رابطه دیالکتیکی تکوینی با ساختار رسیده و در جریان شکلگیری آگاهی طبقاتی و تجلیات عینی آن، در چرخه پیدرپی بازآفرینی و بازبینی، همواره در حال تکوین و دگرگونی است. یافتههای این پژوهش نشان میدهند که در فاصله ساختارگرایی تا پساساختارگرایی، میدان دیالکتیک ساختارگرایی تکوینی با تلفیق نظریه جامعهشناختی لوکاچ و نظریه روانشناختی پیاژه و با بهرهگیری از اندیشههای افرادی همچون هگل، فروید و نیچه بهدنبال یافتن راهی میانه برای رهایی سوژه در عین پذیرش تأثیر محدودیتهای ساختاری است؛ و با افزودن مفهوم تکوین به نظریه ساختارگرایی در تلاش برای به تصویر کشیدن رابطه سوژه و ساختار و محصولات عینی این رابطه است که در نظریه گلدمن بهطور ویژه، بر آفرینش ادبی تأکید شده است.