بررسی استعارههای هستیشناختی حوزه مفهومی «قلب» در نهجالبلاغه
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه اصفهان
doi
10.22084/nahj.2020.22327.2519چکیده
استعاره در گفتمان دینی ابزاری پویا برای سازماندهی مفاهیم انتزاعی بهشمار میرود. زبان دین، زبانی استعاری است؛ چراکه تصویر استعاری، مبتنی بر نوعی روشنگری مفهومی است که در بیان ادراکهای شهودی و نیز شناخت لایههای مفهومی مقولات انتزاعی که در تفکر دینی بهوفور یافت میشود، بستری مناسب فراهم میآورد. «قلب» نیز از جمله مقولات انتزاعی است که در آیات و روایات بسیاری با تکیه بر زبان استعاری، جنبههایی از حقیقت و ماهیت آن تبیین شده است. جایگاه و ارزش «قلب» تا حدی است که در اندیشه و تفکر عرفانی آن را حقیقت و گوهر وجود انسان، و مرکز علم و معرفت دانستهاند و همین امر ضرورت بررسی جهانبینی و اندیشه علوی در مفهومسازی «قلب» را دوچندان مینماید. بر این اساس، پژوهش حاضر بر پایه نظریه استعاره شناختی لیکاف و جانسون به بررسی دیدگاه امام علی(ع) درباره مفهوم «قلب» پرداخته و سعی بر آن دارد، ابعاد شناختی و ساختار هستیشناختی «قلب» در نهجالبلاغه را توصیف نماید. بررسی استعارههای موجود نشان از آن دارد که قلمرو شناختی «قلب» در نهجالبلاغه بسیار گسترده است و امام علی(ع) برای تبیین معنای شناختی «قلب» از انواع استعارههای هستیشناختی بهره برده است. مفهومپردازی «قلب» در نهجالبلاغه بیشتر بر مبنای شخصیتبخشی به کمک ویژگیها و اندامهای جسمی، مانند چشم و گوش استوار شده است، پس از آن مظروفپنداری «قلب» از بسامد بالایی برخوردار است.