ماکس وبر و بنیادهای سازمانی – اقتصادی پیدایش سیاستمدار رسالتمدار
نویسندگان
1 دانشآموخته دکتری علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استادیار، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jpq.2021.315774.1007721چکیده
سلطه مشروع مهمترین مشارکت وبر در جامعهشناسی سیاسی قلمداد میشود. تفسیر غالب از پیدایش و تحول انواع سلطه مشروع تأکیدی یکسویه بر مسائل اعتقادی دارد. پشتیبانان این تفسیر استدلال میکنند که مطمئنترین راهنما برای فهم تنوع و تفاوت نظمهای سلطه مشروع، شناخت نظام باورها و ارزشهای حاکم بر آنهاست. پرسش پژوهش این است که در دریافت وبر از سلطه مشروع نوع ادعای مشروعیتی که برای کسب یا حفظ سلطه ارائه میشود، چه نسبتی با شرایط و ملاحظات بیرونی دارد. در فرضیه پژوهش استدلال میشود که اگرچه نوع مشروعیت ادعایی با عوامل بیرونی تحمیل نمیشود، ولی شانس موفقیت دعاوی مشروعیت با عوامل بیرونی مشروط میشود؛ نحوه سازمان یافتن سازوبرگهای خارجی سلطه بهویژه دستگاه اداری، شانس موفقیت ادعای مشروعیت را مشروط میکند و خود بهوسیله عوامل اقتصادی بهویژه شیوه تأمین هزینههای مالی دستگاه سلطه مشروط میشود. برای آزمون فرضیه با بهرهگیری از تحلیل کیفی دادههای متنی، در آغاز بررسی میشود که پیدایش هریک از اشکال سهگانه مشروعیت، مشروط به تحقق چه نوع سامان سازمانی-اقتصادی است؛ سپس پیدایش «سیاستمدار رسالتمدار» بهعنوان گونه ویژهای از رهبر کاریزماتیک تبیین میشود. یافتههای پژوهش نشان میدهد که پیدایش منظم رهبران رسالتمدار بهوجود یک سامان بوروکراتیک استثنایی وابسته است که به اندازهای حرفهای است که با خلعید از قدرتهای پراکنده، تمرکز قدرت و وحدت رهبری سیاسی را میسر سازد، ولی آن اندازه قوی نیست که قدرت را از رهبری سیاسی بستاند و در اختیار دیوانسالاران قرار دهد.