هویت انسان؛ مبنای عینیت در علوم انسانی هرمنوتیکی

نویسندگان

1 دانش یار گروه فلسفه ،دانشکده الهیات و معارف اسلامی،دانشگاه قم،قم،ایران

2 گروه فلسفه علوم انسانی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه

3 گروه فلسفه علوم انسانی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه

4 پژوهشگاه علوم انسانی

doi
10.30465/ps.2020.5744
چکیده

مبانی روش‌شناختی پارادایم‌های عمده علوم انسانی و قضاوت در مورد اعتبار یا عدم اعتبار آنها متکی بر مبانی معرفت‌شناختی، وجودشناختی و انسان‌شناختی آن پارادایم است. آشنایی با مباحث انسان‌شناختی از دیدگاه دیلتای هم برای آشنایی با پارادایم تفسیرگرایی و هم برای شناخت پارادایم هرمنوتیکی مهم است. شناخت هویت دوگانه انسان یکی از اساسی‌ترین عناصر این پارادایم را پیش روی ما قرار می‌دهد. ارائه تصویر درستی از طبیعت انسانی و چگونگی توسعه بخشیدن به دقت ابزار عملی جریانات علمی یکی از دغدغه‌های اصلی دیلتای بود. از جمله کارهای بدیع او برقراری تعامل میان دو عنصر «طبیعت انسانی» و «تاریخی بودن» بود که تا زمان او گمان بر تعارض میان آنها می‌رفت و دیلتای آنها را در خدمت روش‌شناسی علوم انسانی درآورد. او با تبیین مبانی انسان‌شناختی، معارف به دست آمده از علوم انسانی را معتبرتر از یافته‌های علوم طبیعی می‌دانست و تلاش کرد بواسطه ثبات هویت انسانی در عین تاریخی بودن آن، اعتبار علوم انسانی را نشان دهد. این مقاله بر آن است تا به روشی تحلیلی عناصر اصلی اندیشه دیلتای به دست آید و سپس بر اساس ترکیب این عناصر نشان داده شود که چگونه عینیت علوم انسانی بر این مبنا تأمین می‌شود.