تحلیل تطبیقی دو ترجمه از رمان الفتاة‌ الأخیرة بر اساس نظریۀ واژگانی‌شدگی و قمرمحوری تالمی

doi
10.22054/rctall.2024.77410.1711
چکیده

»حرکت» بنیان هستی است. علوم مختلف به فراخور موضوع خود این مفهوم را کاویده و فرمول‌بندی کرده‌اند. زبان‌شناسی شناختی از دیدگاه فلسفی- ذهنی- زبانی به این مقوله می‌پردازد و فرآیند شکل‌گیری و انتقال مفاهیم حرکتی از عالم خارج به ذهن و از ذهن به زبان را بررسی می‌کند. تالمی در همین راستا نظریۀ افعال حرکتی را ارائه و زبان‌ها را با توجه به جهت نمایی افعال به فعل محور (واژگانی) و قمرمحور تقسیم می‌کند. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی نو به این نظریه و با روش تحلیلی- توصیفی، آن را به حیطه ترجمه از زبان عربی به زبان فارسی وارد می‌کند تا به این سؤال پاسخ گوید که در ترجمۀ رمان « الفتاة‌ الأخیرة » مترجمان به چه میزان از افعال فعل‌محور و قمرمحور استفاده کرده‌اند؛ و نیز اینکه چرا در مواردی یکی از مترجمان ترجمه فعل محور و دیگری قمرمحور را برگزیده‌اند؟ نتیجه حاصل از پژوهش حاضر بیانگر این است که دو مترجم در ترجمه رمان « الفتاة‌ الأخیرة » شکل قمرمحور را مدل مناسب‌تری برای انتقال مفاهیم حرکتی از زبان عربی به زبان فارسی دانسته‌اند. همچنین در تحلیل و بررسی تطبیقی ترجمۀ این فعل‌های حرکتی مشخص شد که لزوماً قمرمحور بودن به معنای انتقال بهتر و کامل‌تر مفهوم نیست، بلکه در نظر گرفتن عنصر همنشینی و جانشینی و مسئلۀ ارتباط فعل با سایر اجزای عبارت و نیز سیاق متن اهمیت عمده‌ای در ارائۀ ترجمۀ بهتر دارد.