کارکرد اسطوره و حماسه در لایۀ بلاغی غزلهای آیینی نصرالله مردانی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران
4 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران
doi
10.22077/jcrl.2024.6882.1090چکیده
سبکشناسی لایهای یکی از شیوههای مدرن سبکشناسی است که میکوشد پیوندی میان سبک اثر و محتوای آن برقرارکند. در سبکشناسی لایهای، متن در پنج لایة آوایی، واژگانی، نحوی، بلاغی و ایدئولوژیک مورد واکاوی قرار میگیرد و با بررسی این پنج لایه، منتقد ادبی درمییابد که اثر یک نویسنده در بهکارگیری کدام یک از این سطوح برجستهتر است. هدف مقالة حاضر آن است که با بررسی غزل نصرالله مردانی به عنوان نمایندة بارز غزل آیینی معاصر، نشان دهد وی تا چه اندازه در بهکارگیری اسطوره و حماسه در لایة بلاغی غزل خود موفق بودهاست و در کدام بخش از عناصر بلاغی، این کاربردها بیشتر بهچشم میخورد. مسالة بنیادی در این پژوهش که به شیوة توصیفی- تحلیلی انجام میشود این است که کاربرد عناصر اسطورهای و حماسی در غزل نصرالله مردانی تا چه اندازه بیانگر سبک شخصی شاعر از نظر ادبی است. در بررسی غزلهای نصرالله مردانی، مشخص شد که شاعر از میان صورتهای بلاغی معنایی، بیشتر متوجه استعاره و تشبیه است و تلمیح، مراعات نظیر و جانبخشی، که خود گونهای استعارة مکنیه است، از دیگر صنایعی است که شاعر بدان توجه داشته است.