تعادل معنایی در ترجمۀ شعر به شعر در پرتو نظریۀ نظم (با تمرکز بر ترجمۀ شعر کلاسیک میان عربی و فارسی)

نویسندگان
doi
10.22054/rctall.2023.74473.1680
چکیده

این مطالعه با تمرکز بر ترجمۀ شعر کلاسیک به شعر کلاسیک میان زبان ‍ های عربی و فارسی، به بررسی این مسئله می ‍ پردازد که در این نوع ترجمه، «تعادل معنایی» میان شعرِ مبدأ و شعرِ مقصد چه نوع رابطه ‍ ای است و چگونه تحقق می ‍ یابد. روش مطالعه تحلیلی توصیفی است. در بخش تحلیلی، ابتدا ساخت معناییِ شعر برمبنای نظریۀ نظمِ عبدالقاهر جرجانی تحلیل می ‍ شود و درنتیجه مشخص می ‍ گردد که ساخت معناییِ شعر، محصول شیوۀ دلالت شعر بر غرض است که در نظمِ ویژه ‍ ای از سخن نمود می ‍ یابد. سپس در بخش توصیفی، با رجوع به نمونه ‍ هایی از ترجمۀ شعر کلاسیک به شعر کلاسیک میان عربی و فارسی، رابطۀ معنایی میان نمونه ‍ ها توصیف می ‍ شود و در نتیجه مشخص می ‍ گردد که تعادل معنایی میان اشعار مبدأ و مقصد تشابهی بیانی است که در سطح شیوۀ دلالت بر غرض جریان دارد و تعادل معنایی در این سطح از طریق شبیه ‍ سازیِ کارکرد عناصر زبانی در شیوۀ ارائۀ معنی تحقق می ‍ یابد. براین اساس، شعرِ مقصد ساختی معنایی در زبان مقصد است که عناصر زبانی در تولید آن به ‍ گونه ‍ ای به کار رفته ‍ اند که کارکردی مشابه با عناصر زبانیِ شعرِ مبدأ در شیوۀ دلالت بر غرض دارند.